Translation of "kumpul" into Persian

انجمن کردن, جمع شدن, سوار کردن are the top translations of "kumpul" into Persian.

kumpul
+ Add

Indonesian-Persian dictionary

  • انجمن کردن

    verb
  • جمع شدن

    verb

    Tak ada yang menghangatkan hati selain keluarga yang berkumpul kembali.

    هيچ چيزي به اندازه خانواده اي که دوباره دور هم جمع شدن به آدم روحيه نميده.

  • سوار کردن

    verb
  • گردآمدن

    verb

    Bangsa-Bangsa Berkumpul di Yerusalem

    گردآمدن ملتها در اورشلیم

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "kumpul" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "kumpul" with translations into Persian

  • کلکسیون قانون
  • اجتماع · ازدحام · استحکام · انباشتگی · انبوه مردم · انجمن · بخش · برج · توده · توده کاه · ثبات · جمعیت · خدم وحشم · دسته · دودکش · دوستان · رسته · زیاد · سازگاری · سیل کلمات · سیلاب · شلوغی · صورت فلکی · فراوان · فراوانی · محیط · مختصر · مزرعه اشتراکی · مقوله · ملت زمین · ملتزمین · ناوگان · همراهان · کلکسیون · کوه · کوهستان · کوهستانی · گروه
  • زندگی بدون ازدواج
  • سندیکا
  • انباشتن · انجمن کردن · جمع شدن · سوار کردن · صف بستن · متراکم شدن · همکاری کردن · گرد آمدن · گرد کردن · گردآمدن
  • کلکسیون لیست امن
  • انباشتن
Add

Translations of "kumpul" into Persian in sentences, translation memory