Translation of "keadaan" into Persian
اجازه نامه, بجای, بخت are the top translations of "keadaan" into Persian.
keadaan
-
اجازه نامه
noun -
بجای
nounSama seperti ada orang yang bisa membuat boneka kelihatan bicara, ada yang membuat ular itu kelihatan bicara.
همان طور که کسی میتواند بجای عروسک خیمهشبازی حرف بزند، شخصی نیز بجای آن مار حرف زد.
-
بخت
nounAda masalah Tuan Bhaktawar
يه مشکلي هست جناب بخت آور.
-
Less frequent translations
- تقدیر
- جا
- حال
- حالت
- حوصله
- خوابگاه کشتی
- خوشبختی
- در عوض
- رویداد
- سرنوشت
- شان
- شاهد
- لحظه
- مثال
- مثل
- محل
- مزرعه
- مسکن
- مفهوم
- مورد
- موقعیت
- نمایش
- وجه
- وهله
- پروانه
- یادداشت مختصر
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "keadaan" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "keadaan" with translations into Persian
-
بس · بس بودن · بسنده · بسنده بودن · به اندازه · به اندازه کافی · بیش ازاندازه · خیلی · زیاد · سرشار · فراخ · فراوان · مساوی · نسبتا · وافر · پربار · کافی · کافی بودن · کفایت کردن
-
آبستنی · باروری
-
معادله حالت
-
ریزحالت
-
ابداع کردن · اختصاص دادن · اداره کردن · ایجاد کردن · برقرار کردن · تشکیل جلسه دادن · جمع کردن · داشتن · دورهم جمع شدن · سبب شدن · مال خود دانستن · مهندسی کردن · گردآمدن
-
فرتاش · مخلوق · موجود زنده · موجودیت · وجود · وقوع وتکرار
-
حالت دایمی
-
وقت طلاست
Add example
Add