Translation of "kebenaran" into Persian

حقیقت, اجازه, اجازه چاپ are the top translations of "kebenaran" into Persian.

kebenaran
+ Add

Indonesian-Persian dictionary

  • حقیقت

    noun

    Berpaut kepada kebenaran ini—”berjalan” di dalamnya—penting untuk keselamatan.

    پایبندی به این حقیقت، یعنی «رفتار» بر طبق آن، امری حیاتی برای نجات است.

  • اجازه

    noun

    Selagi ada risiko dari jangkitan, kau tidak dibenarkan meninggalkan kota.

    به علت خطر ابتلا ، نميتونيم به شما اجازه ي خروج از شهر رو بديم.

  • اجازه چاپ

    noun
  • Less frequent translations

    • اختیار
    • اخلاق
    • اخلاقیات
    • اذن
    • تسلط
    • تصویب
    • جواز
    • حقانیت
    • حقيقت
    • خلوص نیت
    • درستی
    • دستور
    • راستی
    • رضایت
    • سخن راست
    • سندیت
    • سیرت
    • صحت
    • صدق
    • غلبه
    • فرمان
    • موافقت
    • پروانه
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "kebenaran" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Translations with alternative spelling

Kebenaran
+ Add

Indonesian-Persian dictionary

  • حقیقت

    noun

    Seorang wanita Kristen menulis, ”Kebenaran Firman Allah adalah perlindungan terbaik.

    خواهری نوشت: «حقیقت کلام خدا بهترین محافظ است.

Phrases similar to "kebenaran" with translations into Persian

  • جدول درستی و نادرستی
  • تصویب · موافقت
  • اری · بله · بلکه · خبرخوش · دادگر · در حقیقت · درست · دقیق · راستگو · صحیح · عادل
  • اخطار کردن · ترغیب کردن · توصیه دادن · توصیه کردن · قیمت کردن · مشورت دادن · نصیحت کردن · وادار کردن · پند دادن
  • جدول ارزش
  • از همه جهت · بسیار · تماما · جمیع · دوبار · دومرتبه · سراسر · صرفا · هرگونه · همه چیز · همگی · یکسره
  • اثبات کردن · اجازه دادن · اعطا کردن · امانت گذاردن · ایستادگی کردن · بخشیدن · تادیب کردن · تجدید نظر کردن · تصویب کردن · تضمین کردن · جا گرفتن · جلو آمدن · جورکردن · حاضر کردن · رسید دادن · رفو کردن · روا کردن · رواداشتن · سهم دادن · قدرت دادن · مجاز کردن · محدود کردن · مراجعه کردن · مرمت کردن · مشورت کردن · معذرت خواستن · منتظر شدن · منزل کردن · مهیا کردن · ندیده گرفتن · همنوایی کردن · وفا کردن · وفق دادن · وکالت دادن · پاک کردن · پختن · پوزش خواستن · گواهی کردن
  • از همه جهت · بسیار · تماما · جمیع · دوبار · دومرتبه · سراسر · صرفا · هرگونه · همه چیز · همگی · یکسره
Add

Translations of "kebenaran" into Persian in sentences, translation memory