Translation of "Argus" into Persian
آرگوس, (اسطوره ی یونان) آرگوس (غولی که صد چشم داشت), (جانورشناسی) قرقاول هندی (ازجنس Argusianus که شبیه طاووس است) are the top translations of "Argus" into Persian.
Argus
proper
noun
grammar
(Greek mythology) A fabulous being of antiquity, also called Argus Panoptes, said to have had a hundred eyes. His eyes were transplanted to the peacock’s tail. He was a servant of the greek goddess Hera. [..]
-
آرگوس
Argus Filch, the caretaker, was loathed by every student in the school.
هیچ دانش آموزی از آرگوس فیلچ، سرایدار قلعه خوشش نمیآمد.
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "Argus" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
argus
noun
grammar
An alert, observant person [..]
-
(اسطوره ی یونان) آرگوس (غولی که صد چشم داشت)
-
(جانورشناسی) قرقاول هندی (ازجنس Argusianus که شبیه طاووس است)
-
بپای چشم تیز
-
نگهبان هوشیار
Images with "Argus"
Phrases similar to "Argus" with translations into Persian
-
استدلال کردن · بحث کردن · جدل کردن · جر و بحث کردن · دلالت داشتن · دلیل آوردن · سبک سنگین کردن،خوب و بد کردن، بِه گزینی · محاجه کردن · مشاجره کردن · مناظره کردن · نشان دادن · پیش جوابی کردن
-
آرگوس
-
تغییر دادن
-
تیز چشم · صدچشم · مراقب · هشیار · کاملا مواظب
-
بحث و جدل · جدال · ستیزه · مباحثه · منازعه · هم ستیزی
-
بحث شده · بحث کرد · ماضی فعل بحث کردن
-
استدلال کردن · بحث کردن · جدل کردن · جر و بحث کردن · دلالت داشتن · دلیل آوردن · سبک سنگین کردن،خوب و بد کردن، بِه گزینی · محاجه کردن · مشاجره کردن · مناظره کردن · نشان دادن · پیش جوابی کردن
-
استدلال کردن · بحث کردن · جدل کردن · جر و بحث کردن · دلالت داشتن · دلیل آوردن · سبک سنگین کردن،خوب و بد کردن، بِه گزینی · محاجه کردن · مشاجره کردن · مناظره کردن · نشان دادن · پیش جوابی کردن
Add example
Add