Translation of "argued" into Persian
بحث شده, بحث کرد, ماضی فعل بحث کردن are the top translations of "argued" into Persian.
argued
verb
Simple past tense and past participle of argue. [..]
-
بحث شده
You just let me know when you're ready to argue.
فقط وقتي آماده جر و بحث شدي بهم. خبر بده
-
بحث کرد
Sharmila argued with Beranabus for a long time, insisting he send me back.
شارمی لا حسابی با برانابوس بحث کرد و با اصرار از او خواست که من را برگرداند.
-
ماضی فعل بحث کردن
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "argued" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "argued" with translations into Persian
-
استدلال کردن · بحث کردن · جدل کردن · جر و بحث کردن · دلالت داشتن · دلیل آوردن · سبک سنگین کردن،خوب و بد کردن، بِه گزینی · محاجه کردن · مشاجره کردن · مناظره کردن · نشان دادن · پیش جوابی کردن
-
(اسطوره ی یونان) آرگوس (غولی که صد چشم داشت) · (جانورشناسی) قرقاول هندی (ازجنس Argusianus که شبیه طاووس است) · بپای چشم تیز · نگهبان هوشیار
-
آرگوس
-
تغییر دادن
-
تیز چشم · صدچشم · مراقب · هشیار · کاملا مواظب
-
بحث و جدل · جدال · ستیزه · مباحثه · منازعه · هم ستیزی
-
آرگوس
-
استدلال کردن · بحث کردن · جدل کردن · جر و بحث کردن · دلالت داشتن · دلیل آوردن · سبک سنگین کردن،خوب و بد کردن، بِه گزینی · محاجه کردن · مشاجره کردن · مناظره کردن · نشان دادن · پیش جوابی کردن
Add example
Add