Translation of "Franks" into Persian

فرانکها, فرانک are the top translations of "Franks" into Persian.

Franks noun

Plural form of Frank. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • فرانکها

    Many here trade with the Franks, and... we still drink their wine.

    خیلی از اهالی اینجا با فرانکها معامله میکنن

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "Franks" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Translations with alternative spelling

franks verb noun

Plural form of frank. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • فرانک

    proper

    then you can go gas up the chopper, frank

    بعد می تونی بری بنزین هلیکوپتر رو پر کنی، فرانک.‏

Phrases similar to "Franks" with translations into Persian

  • بی پرده گویی · خلوص · راست بازی · رک گویی · سادگی · پوست کندگی
  • فرانک کاپرا
  • فرانک پترسن
  • فرانک لوید رایت
  • فرنک کپرا (کارگردان فیلم - امریکایی)
  • لیمن فرانک بوم (نویسنده ی داستان های کودکان - امریکایی)
  • فرانک دارابونت
  • (امریکا - عامیانه) سوسیس دودی · (به خاطر امتیاز ویژه یا شغل و غیره) از الصاق تمبر به نامه های خود معاف بودن · (در مورد شرکت ها و غیره که پاکت هایی مصرف می کنند که از قبل روی آن تمبر یا مهر پرداخت چاپ شده است) پاکت تمبردار · (قدیمی - در اصل) سخاوتمند · آشکار · اجازه عبور دادن · اسم خاص مذکر · امضا یا مهر و غیره به جای تمبر پست (که اشخاص دارای امتیاز ویژه حق آن را دارند) · این اجازه یا امتیاز · بخششگر · بی رودربایستی · بی شیله پیله · بی محابا · بی پرده · داشتن حق ارسال نامه های پستی به طور رایگان (مانند نمایندگان کنگره ی امریکا) · دهش مند · راد · رادمرد · رادمنش · راستکار · رو راست، بی شیله پیله · رک · رک و راست · رک گو · ساندویچ سوسیس · سخی · سرراست · سوسیس · صاف وساده · صریح · فرانک (افراد قبیله ی فرانک ها که آلمانی نژاد بوده و در آغاز سده ی نهم میلادی امپراطوری فرانک ها را در آلمان و فرانسه و شمال ایتالیا به وجود آوردند) · مصون ساختن · نیرومند · پاکت مهردار · پرحرف · پرصداقت · گشاده دست · یک رو(در برابر: دو رو)
Add

Translations of "Franks" into Persian in sentences, translation memory