Translation of "Tender" into Persian
مناقصه- مزایده, ترد, لطیف are the top translations of "Tender" into Persian.
Tender
-
مناقصه- مزایده
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "Tender" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
tender
adjective
verb
noun
grammar
Sensitive or painful to be touched. [..]
-
ترد
adjectivesoft and easily chewed
A red, tender mango shaped secret in a vat.
رازی سرخ و ترد به شکل انبه در یک خم.
-
لطیف
adjectiveFor where had he everknown this comforting and almost tender sensation before in all hislife?
چون به یاد نداشت که هیچوقت این احساس لطیف و آرا مبخش را در زندگی چشیده باشد.
-
مهربان
adjectiveThen the vision faded, and he saw nothing but the tender, sorrowful face of his old mother.
پس از آن، این رؤیا محو گشت؛ و تنها چهرهٔ دردمند و مهربان مادربار دیگر نمایان شد.
-
Less frequent translations
- حساس
- مهرآمیز
- نرم
- نازک
- ظریف
- ملایم
- دادن
- پول
- برنده
- گرامی
- نوازشگر
- متصدی
- بپا
- فرستادن
- مراقب
- (برای رفع بدهی یا تعهد و غیره) پیشنهاد دادن
- (به ویژه به خاطر کم سالی) ضعیف
- (در ترکیب) - پا
- (مهجور) عزیز
- (کشتی یا هواپیما و غیره) سوخت رسان
- ارائه دادن
- بازپرداخت کردن
- تقدیم کردن
- توشه رسان
- حساس کردن
- دردناک (به ویژه در اثر دست زدن یا به کار بردن)
- زود آسیب
- زود رنج
- زود شکن
- صرفه جو
- عرضه کردن
- قایق ویژه ی حمل مسافر و بار از کشتی به کرانه
- لطیف یا ترد کردن
- محبت آمیز
- ملاطفت آمیز
- واگن حامل سوخت و آب (برای لکوموتیو)
- پر امساک
- پر سهش
- پر ملاطفت
- پر مهر
- پر نرمش
- پول عرضه کردن
- پیشنهاد (پرداخت بدهی یا رفع تعهد)
- پیشنهاد رسمی (برای عقد قرارداد یا ازدواج و غیره)
- پیشنهاد مناقصه
- کسی که از چیزی مواظبت یا سرپرستی می کند
- کم -
- کم استقامت
- کم طاقت
- کمک رسان
Images with "Tender"
Phrases similar to "Tender" with translations into Persian
-
پیشنهاد دهنده
-
تردکردن
-
درد معکوس
-
مناقصه یا مزایده رقابتی
-
ابتلا · با محبت · تردی · حساسیت · خونگرمی · دلسوزی · رقت · شفقت · عاطفه · علاقه · محبت · مهربانی · نازکی
-
مناقصه محدود
-
دعوت به مناقصه
-
مهربان
Add example
Add