Translation of "tendering" into Persian

پیشنهاد رسمی, قراردادها are the top translations of "tendering" into Persian.

tendering noun verb grammar

Present participle of tender. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • پیشنهاد رسمی

  • قراردادها

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "tendering" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "tendering" with translations into Persian

  • پیشنهاد دهنده
  • تردکردن
  • درد معکوس
  • مناقصه یا مزایده رقابتی
  • ابتلا · با محبت · تردی · حساسیت · خونگرمی · دلسوزی · رقت · شفقت · عاطفه · علاقه · محبت · مهربانی · نازکی
  • مناقصه محدود
  • مناقصه- مزایده
  • (برای رفع بدهی یا تعهد و غیره) پیشنهاد دادن · (به ویژه به خاطر کم سالی) ضعیف · (در ترکیب) - پا · (مهجور) عزیز · (کشتی یا هواپیما و غیره) سوخت رسان · ارائه دادن · بازپرداخت کردن · برنده · بپا · ترد · تقدیم کردن · توشه رسان · حساس · حساس کردن · دادن · دردناک (به ویژه در اثر دست زدن یا به کار بردن) · زود آسیب · زود رنج · زود شکن · صرفه جو · ظریف · عرضه کردن · فرستادن · قایق ویژه ی حمل مسافر و بار از کشتی به کرانه · لطیف · لطیف یا ترد کردن · متصدی · محبت آمیز · مراقب · ملاطفت آمیز · ملایم · مهرآمیز · مهربان · نازک · نرم · نوازشگر · واگن حامل سوخت و آب (برای لکوموتیو) · پر امساک · پر سهش · پر ملاطفت · پر مهر · پر نرمش · پول · پول عرضه کردن · پیشنهاد (پرداخت بدهی یا رفع تعهد) · پیشنهاد رسمی (برای عقد قرارداد یا ازدواج و غیره) · پیشنهاد مناقصه · کسی که از چیزی مواظبت یا سرپرستی می کند · کم - · کم استقامت · کم طاقت · کمک رسان · گرامی
Add

Translations of "tendering" into Persian in sentences, translation memory