Translation of "adoptable" into Persian

اتخاذکردنی, پذیرفتنی are the top translations of "adoptable" into Persian.

adoptable adjective grammar

Able to be adopted. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • اتخاذکردنی

  • پذیرفتنی

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "adoptable" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "adoptable" with translations into Persian

  • اتخاذ کردن · اختیار · اختیار کردن · اقتباس کردن · انتخاب · انتخاب کردن · به فرزندی (فرزند خواندگی) پذیرفتن · تصويب · تصویب · تصویب کردن · شامل بودن · عقیده داشتن به · قبول کردن · قبولی · پذیرفتن · گزینش
  • اختیار شده · پذیرفته · گرفته شده
  • اتخاذ · اختیار · استفاده · اقتباس · تصويب · فرزند خواندگي · فرزندخواندگی · فرزندپذیری · قبول · معنی مصطلح · پذيرش · پذیرش · یگدناوخ دنزرف
  • (به فرزند خواندگی یا پدر خواندگی و غیره) پذیرفته شده · اتخاذی · اقتباسی · انتخابی · برگزیده · منتخب
  • اختیارشده · پذیرفته · گرفته
  • اتخاذکننده · اختیارکننده · قبول کننده · لوله اتصالی · گیرنده
  • پذیرندگان آغازین
  • اختیار · فرزندخواندگی
Add

Translations of "adoptable" into Persian in sentences, translation memory