Translation of "adopting" into Persian
اختیار شده, پذیرفته, گرفته شده are the top translations of "adopting" into Persian.
adopting
verb
Present participle of adopt. [..]
-
اختیار شده
-
پذیرفته
Several Western companies are now adopting frugal innovation
برخی از شرکتهای غربی نوآوری های کم هزینه را پذیرفته اند
-
گرفته شده
All right, she was adopted at a very young age.
خيلي خب ، اون وقتي کوچيک بود. به سرپرستي گرفته شد
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "adopting" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "adopting" with translations into Persian
-
اتخاذ کردن · اختیار · اختیار کردن · اقتباس کردن · انتخاب · انتخاب کردن · به فرزندی (فرزند خواندگی) پذیرفتن · تصويب · تصویب · تصویب کردن · شامل بودن · عقیده داشتن به · قبول کردن · قبولی · پذیرفتن · گزینش
-
اتخاذ · اختیار · استفاده · اقتباس · تصويب · فرزند خواندگي · فرزندخواندگی · فرزندپذیری · قبول · معنی مصطلح · پذيرش · پذیرش · یگدناوخ دنزرف
-
(به فرزند خواندگی یا پدر خواندگی و غیره) پذیرفته شده · اتخاذی · اقتباسی · انتخابی · برگزیده · منتخب
-
اختیارشده · پذیرفته · گرفته
-
اتخاذکننده · اختیارکننده · قبول کننده · لوله اتصالی · گیرنده
-
پذیرندگان آغازین
-
اختیار · فرزندخواندگی
-
تحمل ايمني اتخاذی · تحمل ايمني مصنوعي · حساسيتزدايي ايمني · حساسيتزدايي ايمنيشناختي · سركوب ايمني اختصاصي · سركوب ايمني غيراختصاصي · سركوب ايمني مصنوعي · سرکوب ایمنی · کاهش ایمنی مصنوعی
Add example
Add