Translation of "arrival" into Persian
ورود, آمدن, وارد are the top translations of "arrival" into Persian.
the act of arriving or something that has arrived [..]
-
ورود
nounact of arriving or something that has arrived
He sat down again, waiting for other visitors to arrive, in order to retreat unnoticed.
او هم نشست تا بتواند با ورود مهمانان دیگر، بی خبر بگریزد.
-
آمدن
verbThey had been meeting almost every day since his arrival.
از زمان آمدن فرانک چرچیل به بعد، آن دو تقریباً هرروز یکدیگر را دیده بودند.
-
وارد
nounPierre has arrived, and now we shall get anything we want from his hothouses.
بزوخوف جوان وارد شده است و حال هرچه لازم داشته باشیم از گلخانه او میتوانیم بگیریم.
-
Less frequent translations
- فرارس
- فرارسی
- اینده
- (خودمانی - مزاح آمیز) نوزاد
- آمده
- تازه وارد
- وارد شدن
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "arrival" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
"Arrival" in English - Persian dictionary
Currently, we have no translations for Arrival in the dictionary, maybe you can add one? Make sure to check automatic translation, translation memory or indirect translations.
Phrases similar to "arrival" with translations into Persian
-
رسیدن · وارد شدن
-
با استفاده از زبانی روشن و بدون اصطلاحات فنی، باید نشان دهید که چگونه به این نتیجهگیری رسیدهاید.
-
متن دریافتی
-
(از راه) رسیدن · آمدن · به دنیا آمدن · دررسیدن · رسیدن · رسیدن (به مقام یا موقعیت و غیره) · زاده شدن · فرارسیدن · متولد شدن · موفق شدن · وارد شدن
-
رسید · رسیده · وارد شد
-
اینده · وارد · ورود
-
(از راه) رسیدن · آمدن · به دنیا آمدن · دررسیدن · رسیدن · رسیدن (به مقام یا موقعیت و غیره) · زاده شدن · فرارسیدن · متولد شدن · موفق شدن · وارد شدن
-
(از راه) رسیدن · آمدن · به دنیا آمدن · دررسیدن · رسیدن · رسیدن (به مقام یا موقعیت و غیره) · زاده شدن · فرارسیدن · متولد شدن · موفق شدن · وارد شدن