Translation of "arriver" into Persian

اینده, ورود, وارد are the top translations of "arriver" into Persian.

arriver noun grammar

One who arrives; usually, one who arrives in a specified way [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • اینده

    noun

    The following Friday, promptly at noon, Margaret arrived in front of Madam Agnes's bordello.

    جمعه اینده درست سر ظهر مارگارت به جلوی در روسپی خانهی مادام اکنس رسید

  • ورود

    noun

    He sat down again, waiting for other visitors to arrive, in order to retreat unnoticed.

    او هم نشست تا بتواند با ورود مهمانان دیگر، بی خبر بگریزد.

  • وارد

    noun

    Pierre has arrived, and now we shall get anything we want from his hothouses.

    بزوخوف جوان وارد شده است و حال هرچه لازم داشته باشیم از گلخانه او میتوانیم بگیریم.

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "arriver" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "arriver" with translations into Persian

  • رسیدن · وارد شدن
  • با استفاده از زبانی روشن و بدون اصطلاحات فنی، باید نشان دهید که چگونه به این نتیجهگیری رسیدهاید.
  • متن دریافتی
  • (از راه) رسیدن · آمدن · به دنیا آمدن · دررسیدن · رسیدن · رسیدن (به مقام یا موقعیت و غیره) · زاده شدن · فرارسیدن · متولد شدن · موفق شدن · وارد شدن
  • (خودمانی - مزاح آمیز) نوزاد · آمدن · آمده · اینده · تازه وارد · فرارس · فرارسی · وارد · وارد شدن · ورود
  • رسید · رسیده · وارد شد
  • (از راه) رسیدن · آمدن · به دنیا آمدن · دررسیدن · رسیدن · رسیدن (به مقام یا موقعیت و غیره) · زاده شدن · فرارسیدن · متولد شدن · موفق شدن · وارد شدن
  • (خودمانی - مزاح آمیز) نوزاد · آمدن · آمده · اینده · تازه وارد · فرارس · فرارسی · وارد · وارد شدن · ورود
Add

Translations of "arriver" into Persian in sentences, translation memory