Translation of "arrive" into Persian

رسیدن, آمدن, وارد شدن are the top translations of "arrive" into Persian.

arrive verb grammar

(transitive, copulative) to reach [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • رسیدن

    verb

    to reach

    Aureliano did not need to see her to know that she had arrived.

    آئورلیانوی سوم لازم نبود او را ببیند تا از رسیدن او باخبر بشود.

  • آمدن

    verb

    They had been meeting almost every day since his arrival.

    از زمان آمدن فرانک چرچیل به بعد، آن دو تقریباً هرروز یکدیگر را دیده بودند.

  • وارد شدن

    verb

    He finally returned to our town only three years before Alyosha's arrival.

    تنها سه سال قبل از وارد شدن آلیوشا بود که به طور قطع در شهر ما اقامت گزید.

  • Less frequent translations

    • فرارسیدن
    • دررسیدن
    • (از راه) رسیدن
    • به دنیا آمدن
    • رسیدن (به مقام یا موقعیت و غیره)
    • زاده شدن
    • متولد شدن
    • موفق شدن
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "arrive" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "arrive" with translations into Persian

  • رسیدن · وارد شدن
  • با استفاده از زبانی روشن و بدون اصطلاحات فنی، باید نشان دهید که چگونه به این نتیجهگیری رسیدهاید.
  • متن دریافتی
  • (خودمانی - مزاح آمیز) نوزاد · آمدن · آمده · اینده · تازه وارد · فرارس · فرارسی · وارد · وارد شدن · ورود
  • رسید · رسیده · وارد شد
  • اینده · وارد · ورود
  • (خودمانی - مزاح آمیز) نوزاد · آمدن · آمده · اینده · تازه وارد · فرارس · فرارسی · وارد · وارد شدن · ورود
  • (خودمانی - مزاح آمیز) نوزاد · آمدن · آمده · اینده · تازه وارد · فرارس · فرارسی · وارد · وارد شدن · ورود
Add

Translations of "arrive" into Persian in sentences, translation memory