Translation of "blesses" into Persian
رحم کردن is the translation of "blesses" into Persian.
blesses
verb
Third-person singular simple present indicative form of bless. [..]
-
رحم کردن
( ALFRED ) I was blessed.
خدا بهم رحم کرد
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "blesses" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "blesses" with translations into Persian
-
(واژه ی مزاح آمیز) تولد · کودک نوزاد
-
حضرت مریم باکره (the Virgin Mary هم می گویند)
-
(با نشان یا ورد یا دعا) تقدیس کردن · (مهجور - فقط در دعا) حفظ کردن از بلا و مصیبت · آفرینگان کردن · آمرزیدن · اعطا کردن · با ادای نشان صلیب برکت دادن و طلب سعادت و آمرزش کردن · بخشیدن · برکت · تبرک کردن · دعا کردن · دعای خیر کردن · سرفراز و شاد کردن · طلب سعادت و آمرزش کردن · طلب مغفرت کردن · فیض دادن · مبارک ومیمون کردن · مستفیض کردن · مقدس خواندن · مقدس کردن · موهبت داشتن یا دادن · نعمت دادن · وخشودن · ویژه کردن
-
خار مقدس
-
الحمد لله · عافیت باشه
-
(کلیسای کاتولیک) مراسم عشای ربانی که با نان و شراب برگزار می شود
-
آفرینگان · احسان · استدعا · استعداد خداداد · برکت · تایید · تبرک · تصویب · درود · دعای خیر · دعای پیش یا پس از غذا · رضا و رغبت · شکر گزاری · طلب آمرزش · طلب برکت · عطیه · فرهومندی · فیض · موافقت · موهبت · موهبت الهی · نعمت · نیایش · نیکبختی
-
(قسم یا دشنام ملایم) فلان فلان شده · آرامبخش · آشو · آمرزیده · بی برگ · خجسته · خوشبخت · رستگار · سر در گم · سزاوار دشنام · سعید · فرخنده · فرهومند · قرین رحمت · مبارک · مقدس · همایون · وابسته به آمرزش · پربرکت · کامبخش
Add example
Add