Translation of "challenge" into Persian
چالش, کلنجار, برمخ are the top translations of "challenge" into Persian.
An instigation or antagonization intended to convince a person to perform an action they otherwise would not. [..]
-
چالش
nounthat which encourages someone to do something they otherwise would not [..]
I don't mean to challenge your theory.
من قصد چالش با نظریهی شما را ندارم.
-
کلنجار
To think of a blanc bec like yourself challenging a person like the Baron to a duel!
جوان بیتجربهای مثل شما میخواهد با شخصیت بزرگی مثل بارون کلنجار برود!
-
برمخ
-
Less frequent translations
- برمخیدن
- ستیزگان
- ستیزیدن
- عناد
- (حقوق) رد کردن عضو ژوری
- (در انتخابات) صحت رای یا آرا را مورد پرسش و تردید قرار دادن
- (پاسدار) فرمان ایست دادن
- به مبارزه طلبی
- به مبارزه طلبیدن
- جدال کردن
- حساب پس خواستن
- دستور دادن شناسایی (که پاسدار به عابر و غیره می دهد)
- دعوت به جنگ تن به تن
- ستیزه جویی
- ستیزه جویی کردن
- صلاحیت رای دادن کسی را مورد تردید قرار دادن
- عرض اندام کردن
- فرمان ایست
- فرمان دادن اسم شب
- مبارزه طلبي
- مخالفت کردن
- مورد ادعاقرار دادن
- مورد پرسش و تردید قرار دادن
- نفس کش طلبیدن
- هل من مبارز
- هماورد جویی کردن
- چالش کردن
- چالش-جنگ وجدال
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "challenge" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
-
چالش
nounI don't mean to challenge your theory.
من قصد چالش با نظریهی شما را ندارم.
-
رقابت
We call it the Blind Driver Challenge, very exciting.
ما آن را رقابت رانندهی نابینا نامیدیم، بسیار هیجانانگیز.
Phrases similar to "challenge" with translations into Persian
-
فضاپیمای چلنجر
-
اعتراض کننده · خواننده · دعوت کننده · مبارزطلب · مسابقه
-
گودال چلنجر
-
اهداف چالش گرانه
-
با موفقیت چالش ها رو پشت سر گذاشتن · قبول کردن چالش
-
رد کردنی · قابل اعتراض
-
بلند همت · جاه طلب · دشوار · سخت · نامجو
-
اعتراض کننده · خواننده · دعوت کننده · مبارزطلب · مسابقه