Translation of "challenger" into Persian
مسابقه, مبارزطلب, خواننده are the top translations of "challenger" into Persian.
challenger
noun
grammar
One who challenges. [..]
-
مسابقه
nounI challenge you right now play with me.
من همين الان با تو مسابقه ميدم بيا با من بازي کن!
-
مبارزطلب
-
خواننده
noun
-
Less frequent translations
- اعتراض کننده
- دعوت کننده
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "challenger" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
Challenger
proper
A space shuttle, named after the HMS Challenger (1858), destroyed on January 28, 1986 with loss of its seven-member crew.
+
Add translation
Add
"Challenger" in English - Persian dictionary
Currently, we have no translations for Challenger in the dictionary, maybe you can add one? Make sure to check automatic translation, translation memory or indirect translations.
Phrases similar to "challenger" with translations into Persian
-
فضاپیمای چلنجر
-
(حقوق) رد کردن عضو ژوری · (در انتخابات) صحت رای یا آرا را مورد پرسش و تردید قرار دادن · (پاسدار) فرمان ایست دادن · برمخ · برمخیدن · به مبارزه طلبی · به مبارزه طلبیدن · جدال کردن · حساب پس خواستن · دستور دادن شناسایی (که پاسدار به عابر و غیره می دهد) · دعوت به جنگ تن به تن · ستیزه جویی · ستیزه جویی کردن · ستیزگان · ستیزیدن · صلاحیت رای دادن کسی را مورد تردید قرار دادن · عرض اندام کردن · عناد · فرمان ایست · فرمان دادن اسم شب · مبارزه طلبي · مخالفت کردن · مورد ادعاقرار دادن · مورد پرسش و تردید قرار دادن · نفس کش طلبیدن · هل من مبارز · هماورد جویی کردن · چالش · چالش کردن · چالش-جنگ وجدال · کلنجار
-
رقابت · چالش
-
گودال چلنجر
-
اهداف چالش گرانه
-
با موفقیت چالش ها رو پشت سر گذاشتن · قبول کردن چالش
-
رد کردنی · قابل اعتراض
-
بلند همت · جاه طلب · دشوار · سخت · نامجو
Add example
Add