Translation of "challengeable" into Persian
رد کردنی, قابل اعتراض are the top translations of "challengeable" into Persian.
challengeable
adjective
grammar
Able to be challenged or disputed. [..]
-
رد کردنی
-
قابل اعتراض
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "challengeable" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "challengeable" with translations into Persian
-
فضاپیمای چلنجر
-
(حقوق) رد کردن عضو ژوری · (در انتخابات) صحت رای یا آرا را مورد پرسش و تردید قرار دادن · (پاسدار) فرمان ایست دادن · برمخ · برمخیدن · به مبارزه طلبی · به مبارزه طلبیدن · جدال کردن · حساب پس خواستن · دستور دادن شناسایی (که پاسدار به عابر و غیره می دهد) · دعوت به جنگ تن به تن · ستیزه جویی · ستیزه جویی کردن · ستیزگان · ستیزیدن · صلاحیت رای دادن کسی را مورد تردید قرار دادن · عرض اندام کردن · عناد · فرمان ایست · فرمان دادن اسم شب · مبارزه طلبي · مخالفت کردن · مورد ادعاقرار دادن · مورد پرسش و تردید قرار دادن · نفس کش طلبیدن · هل من مبارز · هماورد جویی کردن · چالش · چالش کردن · چالش-جنگ وجدال · کلنجار
-
اعتراض کننده · خواننده · دعوت کننده · مبارزطلب · مسابقه
-
رقابت · چالش
-
گودال چلنجر
-
اهداف چالش گرانه
-
با موفقیت چالش ها رو پشت سر گذاشتن · قبول کردن چالش
-
بلند همت · جاه طلب · دشوار · سخت · نامجو
Add example
Add