Translation of "circumstantiality" into Persian

(جمع) جزییات, حالت و کیفیات, ضمنی بودن are the top translations of "circumstantiality" into Persian.

circumstantiality noun grammar

Minute detail. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • (جمع) جزییات

  • حالت و کیفیات

  • ضمنی بودن

  • Less frequent translations

    • وابستگی به وضعیت و شرایط
    • ویژگی (ها)
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "circumstantiality" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "circumstantiality" with translations into Persian

  • (جزئیات چیزی را) به تحقیق معلوم کردن · قراین و امارات به دست آوردن · وارد جزئیات شدن · پرهون آیند سنجی کردن · پیشایند سنجی کردن
  • جزئی · ضمنی · فرعی · وابسته به وضعیت و شرایط · پر جزئیات · پر جلال و جبروت · پر طمطراق · پیش آیندی · کامل
  • (حقوق) شواهد فرعی · اماره · اماره ی اتفاقی
  • به تفصیل · جزء بجزء
  • جزئی · ضمنی · فرعی · وابسته به وضعیت و شرایط · پر جزئیات · پر جلال و جبروت · پر طمطراق · پیش آیندی · کامل
  • جزئی · ضمنی · فرعی · وابسته به وضعیت و شرایط · پر جزئیات · پر جلال و جبروت · پر طمطراق · پیش آیندی · کامل
  • جزئی · ضمنی · فرعی · وابسته به وضعیت و شرایط · پر جزئیات · پر جلال و جبروت · پر طمطراق · پیش آیندی · کامل
Add

Translations of "circumstantiality" into Persian in sentences, translation memory