Translation of "circumstantiate" into Persian
(جزئیات چیزی را) به تحقیق معلوم کردن, قراین و امارات به دست آوردن, وارد جزئیات شدن are the top translations of "circumstantiate" into Persian.
circumstantiate
verb
grammar
To describe, verify or prove something by setting out circumstantial evidence [..]
-
(جزئیات چیزی را) به تحقیق معلوم کردن
-
قراین و امارات به دست آوردن
-
وارد جزئیات شدن
verb
-
Less frequent translations
- پرهون آیند سنجی کردن
- پیشایند سنجی کردن
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "circumstantiate" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "circumstantiate" with translations into Persian
-
جزئی · ضمنی · فرعی · وابسته به وضعیت و شرایط · پر جزئیات · پر جلال و جبروت · پر طمطراق · پیش آیندی · کامل
-
(حقوق) شواهد فرعی · اماره · اماره ی اتفاقی
-
به تفصیل · جزء بجزء
-
(جمع) جزییات · حالت و کیفیات · ضمنی بودن · وابستگی به وضعیت و شرایط · ویژگی (ها)
-
جزئی · ضمنی · فرعی · وابسته به وضعیت و شرایط · پر جزئیات · پر جلال و جبروت · پر طمطراق · پیش آیندی · کامل
-
جزئی · ضمنی · فرعی · وابسته به وضعیت و شرایط · پر جزئیات · پر جلال و جبروت · پر طمطراق · پیش آیندی · کامل
-
جزئی · ضمنی · فرعی · وابسته به وضعیت و شرایط · پر جزئیات · پر جلال و جبروت · پر طمطراق · پیش آیندی · کامل
Add example
Add