Translation of "considerable" into Persian

مهم, قابل توجه, فراوان are the top translations of "considerable" into Persian.

considerable adjective grammar

Significant; worth considering. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • مهم

    adjective

    and for a jealous woman, you know, that's the first consideration.

    خوب، برای زنی حسود این خیلی مهم است.

  • قابل توجه

    adjective

    Although it would mean a considerable increase in salary.

    گرچه به اين معنيه که يه افزايش قابل توجه حقوق خواهي داشت.

  • فراوان

    adjective

    he began to encourage them with considerable hope.

    با امید فراوان دست به کار زیاد کردن آن شد.

  • Less frequent translations

    • شایان
    • عمده
    • معتنابه ، قابل اعتنا؛ شایان توجه. زیاد وافر
    • کرامند
    • کلان
    • شایان ملاحظه
    • قابل ملاحظه
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "considerable" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "considerable" with translations into Persian

  • موافقت نامه ملاحظات آتی
  • ملاحظات حسابداری
  • (رعایت کننده ی حال دیگران) با ملاحظه · (مهجور) متفکرانه · با تامل و تعمق · با فکر · دلسوز · پایمرد
  • بسیار · بطورقابل ملاحظه ه · نسبتا زیاد
  • فرصت را برایتجدید احترامات فائقه مغتنم می شمارم
  • (آنچه که در تصمیم گیری و غیره باید مورد مطالعه قرار گیرد) موضوع · (حقوق) وجه التزام · (در معاملات و تعهدات) عوض یا عوضین · (نتیجه ی تعمق و تفکر) فکر · اجرت · اعتنا · اهمیت · برداشت · بررسی دقیق · تامل · تعمق · تفکر · توجه · خسارت عدم انجام تعهد · دستمزد · دقت زیاد · دلیل · رعایت (حال دیگران) · سنجش · سگالش · عامل · مبالات · مداقه · مزد · مطلب · ملاحضه- رسیدگی-توجه- اهمیت · ملاحظه · نظریه · پاداش · پایمردی · کرامندی
  • باملاحظه ه
  • (آنچه که در تصمیم گیری و غیره باید مورد مطالعه قرار گیرد) موضوع · (حقوق) وجه التزام · (در معاملات و تعهدات) عوض یا عوضین · (نتیجه ی تعمق و تفکر) فکر · اجرت · اعتنا · اهمیت · برداشت · بررسی دقیق · تامل · تعمق · تفکر · توجه · خسارت عدم انجام تعهد · دستمزد · دقت زیاد · دلیل · رعایت (حال دیگران) · سنجش · سگالش · عامل · مبالات · مداقه · مزد · مطلب · ملاحضه- رسیدگی-توجه- اهمیت · ملاحظه · نظریه · پاداش · پایمردی · کرامندی
Add

Translations of "considerable" into Persian in sentences, translation memory