Translation of "considerate" into Persian
دلسوز, پایمرد, (رعایت کننده ی حال دیگران) با ملاحظه are the top translations of "considerate" into Persian.
considerate
adjective
verb
grammar
consciously thoughtful and observant (often of other people); caring [..]
-
دلسوز
adjectiveSomeone who is considerate of others, who is adaptable, and who has a positive spirit?
آیا میخواهید از او فردی مسئول، پایبند به اصول اخلاقی، دلسوز، انعطافپذیر و خوشبین به بار آورید؟
-
پایمرد
-
(رعایت کننده ی حال دیگران) با ملاحظه
-
Less frequent translations
- (مهجور) متفکرانه
- با تامل و تعمق
- با فکر
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "considerate" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "considerate" with translations into Persian
-
موافقت نامه ملاحظات آتی
-
ملاحظات حسابداری
-
بسیار · بطورقابل ملاحظه ه · نسبتا زیاد
-
شایان · شایان ملاحظه · عمده · فراوان · قابل توجه · قابل ملاحظه · معتنابه ، قابل اعتنا؛ شایان توجه. زیاد وافر · مهم · کرامند · کلان
-
فرصت را برایتجدید احترامات فائقه مغتنم می شمارم
-
(آنچه که در تصمیم گیری و غیره باید مورد مطالعه قرار گیرد) موضوع · (حقوق) وجه التزام · (در معاملات و تعهدات) عوض یا عوضین · (نتیجه ی تعمق و تفکر) فکر · اجرت · اعتنا · اهمیت · برداشت · بررسی دقیق · تامل · تعمق · تفکر · توجه · خسارت عدم انجام تعهد · دستمزد · دقت زیاد · دلیل · رعایت (حال دیگران) · سنجش · سگالش · عامل · مبالات · مداقه · مزد · مطلب · ملاحضه- رسیدگی-توجه- اهمیت · ملاحظه · نظریه · پاداش · پایمردی · کرامندی
-
باملاحظه ه
-
(آنچه که در تصمیم گیری و غیره باید مورد مطالعه قرار گیرد) موضوع · (حقوق) وجه التزام · (در معاملات و تعهدات) عوض یا عوضین · (نتیجه ی تعمق و تفکر) فکر · اجرت · اعتنا · اهمیت · برداشت · بررسی دقیق · تامل · تعمق · تفکر · توجه · خسارت عدم انجام تعهد · دستمزد · دقت زیاد · دلیل · رعایت (حال دیگران) · سنجش · سگالش · عامل · مبالات · مداقه · مزد · مطلب · ملاحضه- رسیدگی-توجه- اهمیت · ملاحظه · نظریه · پاداش · پایمردی · کرامندی
Add example
Add