Translation of "delicately" into Persian

بظرافت, بنازکی, ازروی نازک بینی are the top translations of "delicately" into Persian.

delicately adverb grammar

In a delicate manner; exquisitely. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • بظرافت

  • بنازکی

  • ازروی نازک بینی

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "delicately" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "delicately" with translations into Persian

  • تردی · دقت · ظرافت · لطافت · نازک بینی · نازکی
  • (ساختمان یا بافت یا کیفیت) ظریف · (قدیم) رجوع شود به delicacy · (وضع و غیره) حساس · آسیب پذیر · اندیش سز (سزاوار اندیشه و تعمق و مهارت) · با ملاحظه · حساس · خوشایند · دارای ظرافت و حساسیت · دقیق · دلپذیر · دلچسب · زود بیمار · زود دریاب · زودآسیب · زودانگیخت · زودرنج · زودشکن · سرنوشت ساز · علیل مزاج · لذیذ · لطیف · مافنگی · مشکل پسند · ملاحظه کار · موشکاف · موشکافانه · موی بین · نازک · نازک بین · نازک سرشت · نازک نارنجی · نرم · نرم دل · پاسگر · پاژ · پایشگر · پر ریزه کاری · پرمهارت · گزندپذیر
  • (ساختمان یا بافت یا کیفیت) ظریف · (قدیم) رجوع شود به delicacy · (وضع و غیره) حساس · آسیب پذیر · اندیش سز (سزاوار اندیشه و تعمق و مهارت) · با ملاحظه · حساس · خوشایند · دارای ظرافت و حساسیت · دقیق · دلپذیر · دلچسب · زود بیمار · زود دریاب · زودآسیب · زودانگیخت · زودرنج · زودشکن · سرنوشت ساز · علیل مزاج · لذیذ · لطیف · مافنگی · مشکل پسند · ملاحظه کار · موشکاف · موشکافانه · موی بین · نازک · نازک بین · نازک سرشت · نازک نارنجی · نرم · نرم دل · پاسگر · پاژ · پایشگر · پر ریزه کاری · پرمهارت · گزندپذیر
  • (ساختمان یا بافت یا کیفیت) ظریف · (قدیم) رجوع شود به delicacy · (وضع و غیره) حساس · آسیب پذیر · اندیش سز (سزاوار اندیشه و تعمق و مهارت) · با ملاحظه · حساس · خوشایند · دارای ظرافت و حساسیت · دقیق · دلپذیر · دلچسب · زود بیمار · زود دریاب · زودآسیب · زودانگیخت · زودرنج · زودشکن · سرنوشت ساز · علیل مزاج · لذیذ · لطیف · مافنگی · مشکل پسند · ملاحظه کار · موشکاف · موشکافانه · موی بین · نازک · نازک بین · نازک سرشت · نازک نارنجی · نرم · نرم دل · پاسگر · پاژ · پایشگر · پر ریزه کاری · پرمهارت · گزندپذیر
  • (ساختمان یا بافت یا کیفیت) ظریف · (قدیم) رجوع شود به delicacy · (وضع و غیره) حساس · آسیب پذیر · اندیش سز (سزاوار اندیشه و تعمق و مهارت) · با ملاحظه · حساس · خوشایند · دارای ظرافت و حساسیت · دقیق · دلپذیر · دلچسب · زود بیمار · زود دریاب · زودآسیب · زودانگیخت · زودرنج · زودشکن · سرنوشت ساز · علیل مزاج · لذیذ · لطیف · مافنگی · مشکل پسند · ملاحظه کار · موشکاف · موشکافانه · موی بین · نازک · نازک بین · نازک سرشت · نازک نارنجی · نرم · نرم دل · پاسگر · پاژ · پایشگر · پر ریزه کاری · پرمهارت · گزندپذیر
Add

Translations of "delicately" into Persian in sentences, translation memory