Translation of "denote" into Persian

فاش کردن, نشان دادن, علامت گذاردن are the top translations of "denote" into Persian.

denote verb grammar

(transitive) To indicate; to mark. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • فاش کردن

    to make overt

  • نشان دادن

    verb

    to indicate, mark [..]

  • علامت گذاردن

    verb
  • Less frequent translations

    • مشخص کردن
    • (دقیقا) معنی دادن
    • (منطق) دلالت مصداقی داشتن
    • آشکار چم دادن (در مقایسه با معنی ضمنی دادن : connote)
    • حاکی بودن
    • دلالت کردن
    • دلالت کردن بر
    • معنی دادن
    • معنی صریح دادن
    • نام بودن (برای احاد یا مظاهر طبقه ی بخصوصی)
    • نشانگر بودن
    • چم دادن
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "denote" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "denote" with translations into Persian

  • (معنی مستقیم و اصلی واژه) معنی صریح (در مقایسه با معنی ضمنی : connotation) · (منطق) دلالت مصداقی · (نادر) نام مشخص کننده · آشکارچم · اشاره · تفکیک · حاکی بودن · دلالت · شناسنام · علامت · عنوان · مشخص سازی · معنی · معنی و مفهوم · نشان · چمداری
  • آشکارچمی · تصریحی – تمیزی – تفکیکی · تفکیکی · حاکی · حکایت کننده از · دلالت کننده · نشانگر · وابسته به معنی صریح
  • تفکیکی
  • اشاره کردنی · تعیین کردنی · دلالت کردنی
  • (معنی مستقیم و اصلی واژه) معنی صریح (در مقایسه با معنی ضمنی : connotation) · (منطق) دلالت مصداقی · (نادر) نام مشخص کننده · آشکارچم · اشاره · تفکیک · حاکی بودن · دلالت · شناسنام · علامت · عنوان · مشخص سازی · معنی · معنی و مفهوم · نشان · چمداری
  • آشکارچمی · تصریحی – تمیزی – تفکیکی · تفکیکی · حاکی · حکایت کننده از · دلالت کننده · نشانگر · وابسته به معنی صریح
Add

Translations of "denote" into Persian in sentences, translation memory