Translation of "denominator" into Persian
مخرج, استانده, نامان are the top translations of "denominator" into Persian.
denominator
noun
grammar
(arithmetic) The number or expression written below the line in a fraction (thus 2 in 1⁄2). [..]
-
مخرج
nounThe number or expression written below the line in a fraction
The maximum number you can have as main denominator
تعداد بیشینهای که میتوانید به عنوان مخرج اصلی داشته باشید
-
استانده
-
نامان
-
Less frequent translations
- (ریاضی) برخه نام
- حد معمول
- نادر) نامگذار
- وجه مشترک
- ویژگی مشترک
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "denominator" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Images with "denominator"
Phrases similar to "denominator" with translations into Persian
-
تسمیه پذیر · نام گذاردنی
-
(واژه ای که از اسم یا صفت ناشی شده است) اسم بن · صفت بن (مثلا to eye فعلی است که از اسم ناشی شده است) · مصدر اسمی (یا صفتی) · نامگذارانه · وابسته به نامگذاری
-
(پول و تمبر پست) ارزش · اسم · اسم گذاری · درجه · رده · فرقه · مذهب · نام (به ویژه نام رده یا طبقه) · نام گذارى · نامگذاری · وجه تسمیه · گروه مذهبی
-
رجوع شود به least common denominator · عامه پسند · مردم پذیر · مورد قبول یا فهم اکثریت مردم
-
ارزش اسمی
-
(ریاضی) کوچکترین برخه نام (مخرج) مشترک
-
گزارش طبقه بندی
-
تعيين خاستگاه ثبتشده · تعيين خاستگاه حفاظتشده · تعيين خاستگاه كنترلشده · تعیین خاستگاه · نامگذاري خاستگاه · نامگذاري خاستگاه كنترلشده · نشان گواهيشده خاستگاه
Add example
Add