Translation of "dispensable" into Persian
غیرضروری, دورافکندنی, نابایسته are the top translations of "dispensable" into Persian.
dispensable
adjective
grammar
Able to be done without; able to be expended; easily replaced. [..]
-
غیرضروری
-
دورافکندنی
-
نابایسته
-
(کاتولیک) مستثنی از قانون کلیسایی
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "dispensable" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "dispensable" with translations into Persian
-
توزیعکنندههای دامخوراک
-
(دستگاه یا شخصی که توزیع می کند) پخش کننده · نسخه پیچ · پخش گر
-
(دارو و نسخه) پیچیدن · اجرا کردن · اعمال کردن · باطل کردن · بخشودن · به کار بستن · تقسیم کردن · توزیع کردن · درست کردن (و به مشتری دادن) · مستثنی کردن · معاف کردن · پخش کردن
-
(مهجور) پخش کننده
-
باطل شدن · رهاشدن از · معاف شدن از
-
توزیعکنندههای دامخوراک مایع
-
غیرضروری بودن
-
(الهیات) مشیت الهی · (حقوق) استثنا · (در مورد تعهد یا وظیفه) معافیت · (کلیسای کاتولیک) معافیت از یک وظیفه یا قانون به خصوص · اجازه · استیلا · اعمال · اقتدار · بخشودگی · به کارگیری · تقدیر · توزيع · توزیع · حاکمیت · خواست خدا · رستگی · روش مدیریت · سامانگری · عدم شمول · فرمداری · قضا و قدر · معافیت از قانون یا مقررات به خاطر عذر موجه · نظام کلیسایی · پخش
Add example
Add