Translation of "dispenser" into Persian

(دستگاه یا شخصی که توزیع می کند) پخش کننده, نسخه پیچ, پخش گر are the top translations of "dispenser" into Persian.

dispenser noun grammar

An object used to dispense other items. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • (دستگاه یا شخصی که توزیع می کند) پخش کننده

  • نسخه پیچ

    noun
  • پخش گر

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "dispenser" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "dispenser" with translations into Persian

  • توزیعکنندههای دامخوراک
  • (دارو و نسخه) پیچیدن · اجرا کردن · اعمال کردن · باطل کردن · بخشودن · به کار بستن · تقسیم کردن · توزیع کردن · درست کردن (و به مشتری دادن) · مستثنی کردن · معاف کردن · پخش کردن
  • (مهجور) پخش کننده
  • (کاتولیک) مستثنی از قانون کلیسایی · دورافکندنی · غیرضروری · نابایسته
  • باطل شدن · رهاشدن از · معاف شدن از
  • توزیعکنندههای دامخوراک مایع
  • غیرضروری بودن
  • (الهیات) مشیت الهی · (حقوق) استثنا · (در مورد تعهد یا وظیفه) معافیت · (کلیسای کاتولیک) معافیت از یک وظیفه یا قانون به خصوص · اجازه · استیلا · اعمال · اقتدار · بخشودگی · به کارگیری · تقدیر · توزيع · توزیع · حاکمیت · خواست خدا · رستگی · روش مدیریت · سامانگری · عدم شمول · فرمداری · قضا و قدر · معافیت از قانون یا مقررات به خاطر عذر موجه · نظام کلیسایی · پخش
Add

Translations of "dispenser" into Persian in sentences, translation memory