Translation of "dispensation" into Persian

پخش, تقدیر, توزيع are the top translations of "dispensation" into Persian.

dispensation noun grammar

The act of dispensing or dealing out; distribution; often used of the distribution of good and evil by God to man, or more generically, of the acts and modes of his administration. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • پخش

  • تقدیر

    noun

    This book is one of the blessings of living in what we call the dispensation of the fulness of times.

    این کتاب یکی از برکات زندگی کردن در این زمان است که ما آنرا دورۀ تقدیر نهائی می خوانیم.

  • توزيع

  • Less frequent translations

    • اجازه
    • بخشودگی
    • رستگی
    • سامانگری
    • فرمداری
    • استیلا
    • حاکمیت
    • اقتدار
    • توزیع
    • (الهیات) مشیت الهی
    • (حقوق) استثنا
    • (در مورد تعهد یا وظیفه) معافیت
    • (کلیسای کاتولیک) معافیت از یک وظیفه یا قانون به خصوص
    • اعمال
    • به کارگیری
    • خواست خدا
    • روش مدیریت
    • عدم شمول
    • قضا و قدر
    • معافیت از قانون یا مقررات به خاطر عذر موجه
    • نظام کلیسایی
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "dispensation" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "dispensation" with translations into Persian

  • توزیعکنندههای دامخوراک
  • (دستگاه یا شخصی که توزیع می کند) پخش کننده · نسخه پیچ · پخش گر
  • (دارو و نسخه) پیچیدن · اجرا کردن · اعمال کردن · باطل کردن · بخشودن · به کار بستن · تقسیم کردن · توزیع کردن · درست کردن (و به مشتری دادن) · مستثنی کردن · معاف کردن · پخش کردن
  • (مهجور) پخش کننده
  • (کاتولیک) مستثنی از قانون کلیسایی · دورافکندنی · غیرضروری · نابایسته
  • باطل شدن · رهاشدن از · معاف شدن از
  • توزیعکنندههای دامخوراک مایع
  • غیرضروری بودن
Add

Translations of "dispensation" into Persian in sentences, translation memory