Translation of "elaborately" into Persian

استادانه, بطورکامل, بزحمت are the top translations of "elaborately" into Persian.

elaborately adverb grammar

In an elaborate manner. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • استادانه

    So no elaborate escape from Division planned this time?

    خب تو هيچ نقشه فرار استادانه اي از واحد نداري ؟

  • بطورکامل

  • بزحمت

  • ازروی صنعت ونازک کاری

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "elaborately" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "elaborately" with translations into Persian

  • استادی درکار · تودرتویی · دقت درکار · ریزه کاری · پرکاری · پیچیدگی
  • تفضیلی · مشروح
  • استادی درکار · بسط · تهیه · تهیه بزحمت واستادی · تودرتویی · تکمیل · دقت · ریزه کاری · پیچیدگی
  • دارای جزئیات · پر جزئیات
  • تفصیل فزاینده
  • (با زحمت و دقت) ساختن · (زیست شناسی - مواد خوراکی و غیره را تبدیل به مواد جذب شدنی یا دفع شدنی کردن) پروردن · (سبک) مغلق · (معمولا با: on یا upon) به طور مبسوط شرح دادن · بزرگ کردن · بغرنج · تودرتو · تودرتو کردن · تولید کردن · حساس · دارای جزئیات · دقیق · ساختن · عمل آوردن · فرآوردن · ماهرانه – استادانه · مبسوط · مفصل · مفصل گفتن · وارد جزئیات شدن · پر آب و تاب · پر جزئیات · پر جزئیات کردن · پر طول و تفصیل · پر نقش و نگار · پرنگار · پیچیدن · پیچیده · پیچیده کردن · گشاد کردن · گواراندن
  • (با زحمت و دقت) ساختن · (زیست شناسی - مواد خوراکی و غیره را تبدیل به مواد جذب شدنی یا دفع شدنی کردن) پروردن · (سبک) مغلق · (معمولا با: on یا upon) به طور مبسوط شرح دادن · بزرگ کردن · بغرنج · تودرتو · تودرتو کردن · تولید کردن · حساس · دارای جزئیات · دقیق · ساختن · عمل آوردن · فرآوردن · ماهرانه – استادانه · مبسوط · مفصل · مفصل گفتن · وارد جزئیات شدن · پر آب و تاب · پر جزئیات · پر جزئیات کردن · پر طول و تفصیل · پر نقش و نگار · پرنگار · پیچیدن · پیچیده · پیچیده کردن · گشاد کردن · گواراندن
Add

Translations of "elaborately" into Persian in sentences, translation memory