Translation of "flocculent" into Persian
پرزدار, دارای توده های کوچک و کرک مانند, کرک دار are the top translations of "flocculent" into Persian.
flocculent
adjective
noun
grammar
Flocculated, resembling bits of wool, woolly. [..]
-
پرزدار
-
دارای توده های کوچک و کرک مانند
-
کرک دار
-
Less frequent translations
- کرک سان
- کرک مانند
- کرک پوش (مانند برخی حشرات)
- کرکینه دار
- کرکینه سان
- کرکینه پوش
- گرم و نرم و پشم مانند
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "flocculent" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "flocculent" with translations into Persian
-
(شیمی - در پالایش فاضلاب) کرکینه ساز (ماده ای که موجب انباشته شدن و کرکینگی می شود) (flocculating agent هم می گویند)
-
(شیمی - در ته نشین سازی و بارش) · کرکینه · کرکینه کردن یا شدن
-
ماننددسته های پشم بهم چسبیده · پشمی · کرکی
-
دفلوکولانت · کرکینگی
-
آزمونهاي تجمع ذرات · آزمونهاي رسوب · آزمونهاي پرسيپيتين · آزمونهای ایمنی-رسوب
-
حالت چیزی که مانندپشم یادسته پشم باشد · خاصیت کرکی
-
توده ی پرزمانند · کرک گوی · کرکینه
-
دفلوکولانت · کرکینگی
Add example
Add