Translation of "frustrate" into Persian
خنثی کردن, درمانده, مستاصل are the top translations of "frustrate" into Persian.
frustrate
adjective
verb
grammar
To cause stress or panic [..]
-
خنثی کردن
verbAs the frustrating of this one attempt involved a score of false alarms
برای خنثی کردن این تلاشها مراقبت خستگیناپذیری لازم بود.
-
درمانده
If your standards change depending on your mood, your child may become confused and frustrated.
اگر معیارهای شما مطابق حال روزانهتان تغییر کند، ممکن است فرزندتان سردرگم و درمانده شود.
-
مستاصل
-
Less frequent translations
- (روان شناسی) ناکام شدن یا کردن
- (قدیمی) ناکام
- با شکست مواجه کردن
- بی اثر کردن
- بی ثمر کردن
- بی نتیجه کردن
- بی نتیجه گذاردن
- بی کام شدن یا کردن
- بیهوده کردن
- درمانده کردن
- زجر دادن
- زخمی کردن
- سر خورده شدن یا کردن
- سرکوب کردن
- عاجز کردن
- عذاب دادن
- عقیم گذاشتن
- ناامید کردن
- ناکارا کردن
- نقش بر آب کردن
- هیچ کردن
- گرفتار شدن
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "frustrate" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "frustrate" with translations into Persian
-
باطل · بی نتیجه · بیهوده · عقیم مانده
-
ناامید کردن
-
(هر چیز) ناکام کننده · استیصال · درماندگی · عجز · عجزانگیز · مستاصل کننده · نا امیدی · ناکامی · ناکامی، محروم سازی، نا امیدی، یاس · هزیمت
-
(هر چیز) ناکام کننده · استیصال · درماندگی · عجز · عجزانگیز · مستاصل کننده · نا امیدی · ناکامی · ناکامی، محروم سازی، نا امیدی، یاس · هزیمت
-
باطل · بی نتیجه · بیهوده · عقیم مانده
-
باطل · بی نتیجه · بیهوده · عقیم مانده
-
(هر چیز) ناکام کننده · استیصال · درماندگی · عجز · عجزانگیز · مستاصل کننده · نا امیدی · ناکامی · ناکامی، محروم سازی، نا امیدی، یاس · هزیمت
Add example
Add