Translation of "frustrated" into Persian
باطل, بی نتیجه, بیهوده are the top translations of "frustrated" into Persian.
frustrated
adjective
verb
Simple past tense and past participle of frustrate. [..]
-
باطل
-
بی نتیجه
-
بیهوده
adjective -
عقیم مانده
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "frustrated" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "frustrated" with translations into Persian
-
(روان شناسی) ناکام شدن یا کردن · (قدیمی) ناکام · با شکست مواجه کردن · بی اثر کردن · بی ثمر کردن · بی نتیجه کردن · بی نتیجه گذاردن · بی کام شدن یا کردن · بیهوده کردن · خنثی کردن · درمانده · درمانده کردن · زجر دادن · زخمی کردن · سر خورده شدن یا کردن · سرکوب کردن · عاجز کردن · عذاب دادن · عقیم گذاشتن · مستاصل · ناامید کردن · ناکارا کردن · نقش بر آب کردن · هیچ کردن · گرفتار شدن
-
ناامید کردن
-
(هر چیز) ناکام کننده · استیصال · درماندگی · عجز · عجزانگیز · مستاصل کننده · نا امیدی · ناکامی · ناکامی، محروم سازی، نا امیدی، یاس · هزیمت
-
(هر چیز) ناکام کننده · استیصال · درماندگی · عجز · عجزانگیز · مستاصل کننده · نا امیدی · ناکامی · ناکامی، محروم سازی، نا امیدی، یاس · هزیمت
-
(روان شناسی) ناکام شدن یا کردن · (قدیمی) ناکام · با شکست مواجه کردن · بی اثر کردن · بی ثمر کردن · بی نتیجه کردن · بی نتیجه گذاردن · بی کام شدن یا کردن · بیهوده کردن · خنثی کردن · درمانده · درمانده کردن · زجر دادن · زخمی کردن · سر خورده شدن یا کردن · سرکوب کردن · عاجز کردن · عذاب دادن · عقیم گذاشتن · مستاصل · ناامید کردن · ناکارا کردن · نقش بر آب کردن · هیچ کردن · گرفتار شدن
-
(روان شناسی) ناکام شدن یا کردن · (قدیمی) ناکام · با شکست مواجه کردن · بی اثر کردن · بی ثمر کردن · بی نتیجه کردن · بی نتیجه گذاردن · بی کام شدن یا کردن · بیهوده کردن · خنثی کردن · درمانده · درمانده کردن · زجر دادن · زخمی کردن · سر خورده شدن یا کردن · سرکوب کردن · عاجز کردن · عذاب دادن · عقیم گذاشتن · مستاصل · ناامید کردن · ناکارا کردن · نقش بر آب کردن · هیچ کردن · گرفتار شدن
-
(هر چیز) ناکام کننده · استیصال · درماندگی · عجز · عجزانگیز · مستاصل کننده · نا امیدی · ناکامی · ناکامی، محروم سازی، نا امیدی، یاس · هزیمت
Add example
Add