Translation of "hooks" into Persian

قلاب ها is the translation of "hooks" into Persian.

hooks verb noun

Plural form of hook. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • قلاب ها

    I bolted hooks to the floor for the carabineers. "

    قلاب ها رو به زمين بستم که بتونم گيره ها رو توش فرو کنم. "

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "hooks" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "hooks" with translations into Persian

  • (امریکا - خودمانی) فاحشگی کردن 8 · (خودمانی - جمع) انگشتان · (در انداختن یا زدن گوی) توپ قوس دار · (دریانوردی - خودمانی) لنگر کشتی · (عامیانه) جلب کننده · (عامیانه) دزدیدن · (عامیانه) وسوسه کردن · (مشت بازی) ضربه قوس دار · (مشت بازی) ضربه ی قوس دار زدن · (موسیقی) انحنای نت · (گاو و گراز و غیره) شاخ زدن · آکج · اعتیاد دادن · با شاخ حمله کردن 2 · با قلاب گرفتن یا بلند کردن · بلند کردن 6 · به دام انداختن · به شکل قلاب یا کجه درآوردن یا درآمدن · به قلاب انداختن · به قلاب وصل كردن · تله · جا لباسی · جلب کردن 4 · خو دادن 5 · دام · دزدی کردن · دزدیدن · دستبرد زدن · ربودن · رشد پیدا کردن · عادی کردن · قلاب · قلاب دار کردن · قلاب زدن به 0 · قلاب ماهيگيري · قلاب ماهیگیری · قلاب کردن 1 · قلاب، چنگك، جا لباسي · قلابدیس کردن · قوس دار کردن یا شدن 3 · مجذوب کردن · مخاطب ساختن · مسیر قوس دار دادن به · مسیر منحنی (گوی) · مشتری آور · معتاد کردن · منشال · نشبیل · هر چیز قلاب مانند : پیشروی قلابدیس خشکی در دریا و بالعکس · هوک · هوک زدن 7 · وسوسه انگیز · پیچ قلابدیس رودخانه (یا جوی و غیره) · چنگک · کجه · گوش بریدن · گير دادن قلاب، آويزان كردن · گیرا
  • گوشهگیر نوکچنگکی
  • رابرت هوک
  • اتصال، پیوستگی، الصاق
  • گوشهگیر نوکچنگکی
  • آسه ی گیره دار · اهرم (که سر آن دارای قلاب فلزی است و جنگل برها با آن الوار را جابجا می کنند)
  • قزن
  • (در مورد قلاب ماهیگیری) چند قلابه · سه قلابه
Add

Translations of "hooks" into Persian in sentences, translation memory