Translation of "intolerable" into Persian
تاب نیاوردنی, تحمل ناپذیر, توان فرسا are the top translations of "intolerable" into Persian.
intolerable
adjective
grammar
Not tolerable; not capable of being borne or endured; not proper or right to be allowed; insufferable; insupportable; unbearable. [..]
-
تاب نیاوردنی
-
تحمل ناپذیر
But to be robbed under the forms of legality and business was intolerable to his imagination.
اما چپاول شدن با اشکال قانونی و به بهانه تجارت برای او تحمل ناپذیر بود.
-
توان فرسا
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "intolerable" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "intolerable" with translations into Persian
-
تحمل نا پذیری · سختی
-
(نداشتن بردباری نسبت به عقاید و اعتقادات دیگران) پی ورزی · (پزشکی) حساسیت نسبت به چیزی · آزیر (آلرژی) · برناپشتی · بی تابی · تاب ناوری · تعصب · سنگاش · عدم تحمل · عدم قبول · فقدان رواداری · ناآزادگی · نابردباری · نابردباری (عقیدتی) · نارواداری · کوته فکری
-
بطور تحمل ناپذیر · بطور غیر قابل تحمل · سخت · چنانکه نتوان بردباری کرد
-
نابردباری دینی
-
تحمل ناپذیری
-
آلرژیهای غذایی · آنافيلاكسي غذايي · حساسيت غذايي · عدم تحمل غذا · پرحساسيتي غذايي
-
عدم تحمل ارثی فروکتوز
-
(نابرد بار نسبت به عقاید و اعتقادات دیگران) متعصب · برنایشت · متعصب · متعصبانه · ناآزاده · نابردبار (عقیدتی) · ناروادار · پی ورز · کوته فکر · کوته فکرانه
Add example
Add