Translation of "intolerableness" into Persian
سختی, تحمل نا پذیری are the top translations of "intolerableness" into Persian.
intolerableness
noun
grammar
The state of being intolerable or insufferable. [..]
-
سختی
Oh, intolerable questions, when I could do nothing and go nowhere!
اوه، در حالی که نه کاری میتوانستم انجام دهم و نه جایی میتوانستم بروم چه سؤالهای سختی از خود میکردم!
-
تحمل نا پذیری
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "intolerableness" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "intolerableness" with translations into Persian
-
(نداشتن بردباری نسبت به عقاید و اعتقادات دیگران) پی ورزی · (پزشکی) حساسیت نسبت به چیزی · آزیر (آلرژی) · برناپشتی · بی تابی · تاب ناوری · تعصب · سنگاش · عدم تحمل · عدم قبول · فقدان رواداری · ناآزادگی · نابردباری · نابردباری (عقیدتی) · نارواداری · کوته فکری
-
تاب نیاوردنی · تحمل ناپذیر · توان فرسا
-
بطور تحمل ناپذیر · بطور غیر قابل تحمل · سخت · چنانکه نتوان بردباری کرد
-
نابردباری دینی
-
تحمل ناپذیری
-
آلرژیهای غذایی · آنافيلاكسي غذايي · حساسيت غذايي · عدم تحمل غذا · پرحساسيتي غذايي
-
عدم تحمل ارثی فروکتوز
-
(نابرد بار نسبت به عقاید و اعتقادات دیگران) متعصب · برنایشت · متعصب · متعصبانه · ناآزاده · نابردبار (عقیدتی) · ناروادار · پی ورز · کوته فکر · کوته فکرانه
Add example
Add