Translation of "intolerant" into Persian
متعصب, متعصبانه, برنایشت are the top translations of "intolerant" into Persian.
intolerant
adjective
noun
grammar
Unable or indisposed to tolerate, endure or bear. [..]
-
متعصب
adjectiveThose who speak out against such practices are viewed as intolerant, judgmental, and out of touch with enlightened thinking.
مردم هر کسی را که برخلاف این اَعمال سخنی گوید، شخصی کوتهفکر، متعصب و قضاوتگر مینامند.
-
متعصبانه
The very air reeks with the bloody rancor of intolerant malice!
از اين فضا بوي خون و بدخواهي و نفرت هاي متعصبانه مي ياد!
-
برنایشت
-
Less frequent translations
- ناآزاده
- ناروادار
- (نابرد بار نسبت به عقاید و اعتقادات دیگران) متعصب
- نابردبار (عقیدتی)
- پی ورز
- کوته فکر
- کوته فکرانه
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "intolerant" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "intolerant" with translations into Persian
-
تحمل نا پذیری · سختی
-
(نداشتن بردباری نسبت به عقاید و اعتقادات دیگران) پی ورزی · (پزشکی) حساسیت نسبت به چیزی · آزیر (آلرژی) · برناپشتی · بی تابی · تاب ناوری · تعصب · سنگاش · عدم تحمل · عدم قبول · فقدان رواداری · ناآزادگی · نابردباری · نابردباری (عقیدتی) · نارواداری · کوته فکری
-
تاب نیاوردنی · تحمل ناپذیر · توان فرسا
-
بطور تحمل ناپذیر · بطور غیر قابل تحمل · سخت · چنانکه نتوان بردباری کرد
-
نابردباری دینی
-
تحمل ناپذیری
-
آلرژیهای غذایی · آنافيلاكسي غذايي · حساسيت غذايي · عدم تحمل غذا · پرحساسيتي غذايي
-
عدم تحمل ارثی فروکتوز
Add example
Add