Translation of "intonation" into Persian
آهنگ جمله, آهنگ, لهجه are the top translations of "intonation" into Persian.
intonation
noun
grammar
The act of sounding the tones of the musical scale. [..]
-
آهنگ جمله
the rise and fall of the voice in speaking
-
آهنگ
nounthe rise and fall of the voice in speaking
intone the offices before a large reading desk withfour places.
که جلو یک میز چهار جعبه با صدای بلند و هم آهنگ، دعا میخوانند.
-
لهجه
nounPhilip had heard him speak, and, though his English was fluent and natural, it had not quite the intonation of the native.
فیلیپ صحبت کردنش را شنیده بود و با وجودی که انگلیسی را خوب و روان صحبت میکرد، ولی لهجهاش یک لهجه بومی و اصیل نبود.
-
Less frequent translations
- آوازش
- (خواندن با لحن موزون و آوازی) سرایش
- (زبان شناسی) آهنگ (جمله یا عبارت)
- (سرودهای نیایشی کلیسای گرگوریان) واژه های آغازین هر چامه یا سرود
- آهنگین سازی (صدا)
- قاری گری
- چامه خوانی
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "intonation" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "intonation" with translations into Persian
-
(با صدای آوازی خواندن) سراییدن · (متن یا سرود مذهبی را) با آهنگ قرائت کردن · آوازش کردن · آوازیدن · با آواز خواندن · دارای آهنگ خاص کردن (مثلا جمله را دارای آهنگ پرسشی کردن) · قاری گری کردن · چامه خوانی کردن
-
(زبان شناسی) الگوی آهنگ · الگوی آوازش
-
با آواز خواندن · رجوع شود به intone
-
(با صدای آوازی خواندن) سراییدن · (متن یا سرود مذهبی را) با آهنگ قرائت کردن · آوازش کردن · آوازیدن · با آواز خواندن · دارای آهنگ خاص کردن (مثلا جمله را دارای آهنگ پرسشی کردن) · قاری گری کردن · چامه خوانی کردن
Add example
Add