Translation of "irritability" into Persian

خشم, تحریک, تندی are the top translations of "irritability" into Persian.

irritability noun grammar

The state or quality of being irritable; quick excitability; petulance; fretfulness; as, irritability of temper. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • خشم

    noun

    I felt irritated again, like Jacob was stealing my linesand delivering them all wrong.

    دوباره احساس خشم کردم. انگار حی کوب حرفهای مرا دزدیده بود؛ و همه را اشتباه انتقال داده بود.

  • تحریک

    noun

    After the irritating discussion with his brother, he pondered over this intention again.

    و بعد از آن مباحثه ی تحریک کننده، دوباره این قصد را به یاد آورد.

  • تندی

    Rosalie noticed the scent at once and glowered at me, still not over her irritation.

    در اول رز الی بو را حس کرد و نگاه تندی به من انداخت، هنوز آزرده بود.

  • Less frequent translations

    • بی حوصلگی
    • تند مزاجی
    • حساسیت زیاد
    • قابلیت تحریک
    • قابلیت تخرش
    • کج خلقی
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "irritability" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Images with "irritability"

Phrases similar to "irritability" with translations into Persian

  • تشویش داشتن
  • ابطال · باطل سازی · بطلان · رنجش · رنجیدگی · غیظ · پوچ سازی · پوچی
  • (روان شناسی) تحریک پذیر · (پزشکی - بیش از حد حساس نسبت به هر گونه تحریک) فزون افژول · بدخلق · بی حوصله · تندخو · زودافژول · زودافگار · زودخشم · زودرنج · فزون افگار
  • ازروی تند مزاجی · ازروی تندی · زود غضبانه
  • (اندام یا عضله و غیره را) آماسیده کردن · (زیست شناسی - اندام یا عضله و غیره را از راه تحریک به کار انداختن) افژولیدن · آتشی کردن · آزار دادن · آزردن · اذیت کردن · برانگیختن · تحریک کردن · خراش دادن · خشمگین کردن · دردناک کردن · رنجاندن · رنجه داشتن · عصبانی کردن · متورم کردن · متوقف کردن · مزاحم شدن · هم زدن · پژولیدن
  • آزارنده · آزردگر · آزردگی انگیز · آنچه که موجب تحریک و آماس شود · افژولنده · افژولگر · افگارگر · التهاب آور · حساسیت زا · محرک
  • سندرم روده تحریکپذیر
  • آزار دهنده · آزردگر · افژولنده · ایجاد شده توسط آزردگی · فگار انگیز
Add

Translations of "irritability" into Persian in sentences, translation memory