Translation of "lacerate" into Persian
پاره کردن, ریش, لت are the top translations of "lacerate" into Persian.
lacerate
adjective
verb
grammar
To tear, rip or wound. [..]
-
پاره کردن
verbIf this letter lacerates you, do the same by it. Adieu.
اگر این نامه قلبتان را پاره کرد، کارش را به خودش بازگردانید. خدا حافظ!
-
ریش
noun -
لت
Both of her legs are severely lacerated.
جفت پاهاش بد شکل لت و پار شدن
-
Less frequent translations
- آزردن
- دریدن
- لخت
- (احساسات و غیره) جریحه دار کردن
- (به ویژه در مورد پوست و گوشت بدن) دریدن (به طور ناهموار)
- (گیاه شناسی) لته دار (دارای لبه ی ناصاف و بریده بریده) لت لت
- ریش ریش
- ریش کردن
- زخمی (بیشتر می گویند: lacerated)
- عذاب دادن
- لت وپار کردن
- مجروح کردن
- پاره پاره کردن
- چاک چاک
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "lacerate" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "lacerate" with translations into Persian
-
دریدنی · ریش شدنی · مجروح شدنی · پاره شدنی
-
آزرده · خاطر آزرده · دریده · دل آزرده · ریش · قلب مجروح
-
ریش سازنده · مجروح کننده
-
بریدگی · جراحت · زخم · عمل دریدن · لت وپار سازی · لت وپاری · پارگی
-
آزرده · خاطر آزرده · دریده · دل آزرده · ریش · قلب مجروح
-
بریدگی · جراحت · زخم · عمل دریدن · لت وپار سازی · لت وپاری · پارگی
-
بریدگی · جراحت · زخم · عمل دریدن · لت وپار سازی · لت وپاری · پارگی
Add example
Add