Translation of "laceration" into Persian
پارگی, زخم, جراحت are the top translations of "laceration" into Persian.
laceration
noun
grammar
An irregular open wound caused by a blunt impact to soft tissue. [..]
-
پارگی
nounExtreme laceration in the spinal cord.
پارگی شدید توی نخاع
-
زخم
nounI believe these lacerations were made by talons.
معتقدم این جراحات حاصل از زخم چنگال هستن
-
جراحت
Suddenly he again felt that he was alive and suffering from a burning, lacerating pain in his head.
اما ناگهان خود را زنده یافت، از درد سوزان جراحت سر رنج میبرد و ناله میکرد.
-
Less frequent translations
- بریدگی
- عمل دریدن
- لت وپار سازی
- لت وپاری
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "laceration" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "laceration" with translations into Persian
-
دریدنی · ریش شدنی · مجروح شدنی · پاره شدنی
-
آزرده · خاطر آزرده · دریده · دل آزرده · ریش · قلب مجروح
-
ریش سازنده · مجروح کننده
-
(احساسات و غیره) جریحه دار کردن · (به ویژه در مورد پوست و گوشت بدن) دریدن (به طور ناهموار) · (گیاه شناسی) لته دار (دارای لبه ی ناصاف و بریده بریده) لت لت · آزردن · دریدن · ریش · ریش ریش · ریش کردن · زخمی (بیشتر می گویند: lacerated) · عذاب دادن · لت · لت وپار کردن · لخت · مجروح کردن · پاره پاره کردن · پاره کردن · چاک چاک
-
آزرده · خاطر آزرده · دریده · دل آزرده · ریش · قلب مجروح
-
(احساسات و غیره) جریحه دار کردن · (به ویژه در مورد پوست و گوشت بدن) دریدن (به طور ناهموار) · (گیاه شناسی) لته دار (دارای لبه ی ناصاف و بریده بریده) لت لت · آزردن · دریدن · ریش · ریش ریش · ریش کردن · زخمی (بیشتر می گویند: lacerated) · عذاب دادن · لت · لت وپار کردن · لخت · مجروح کردن · پاره پاره کردن · پاره کردن · چاک چاک
Add example
Add