Translation of "loads" into Persian
فراوان is the translation of "loads" into Persian.
loads
adjective
verb
noun
(slang) Lots, much, plenty, a great deal. [..]
-
فراوان
nounError while loading regular expression from XML. Most probably the regular expression had unmatched tags
خطا هنگام بارگیری عبارت منظم ازXML. به احتمال فراوان عبارت منظم برچسبهای تطبیق نشده داشت
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "loads" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "loads" with translations into Persian
-
(اتوبوس و هواپیما) مسافر (و بار) سوار کردن · (برق : میزان نیرو یا کار تولید شده توسط زادگر یا موتور) قدرت · (بیس بال) در تمام بیس ها دونده داشتن 7 · (تفنگ و غیره) پرکردن یا شدن · (جنگ افزار آتشین) خرج · (داد و ستد سهام و غیره) کمیسیون اولیه · (در دوربین) فیلم گذاشتن 3 · (صورت حساب یا فهرست هزینه و غیره) زیادی حساب کردن · (معمولا جمع - عامیانه) یک عالمه · (مهندسی ساختمان) باری که ساختمان تحمل می کند یا فشار وارده بر آن · (مکانیک : میزان کار انجام شده توسط موتور) کاردهی 1 · (پرسش را طوری تنظیم کردن که طرف ناچار به دادن پاسخ مورد دلخواه پرسنده باشد) سوال گیرانداز کردن 6 · (کامپیوتر) بار کردن آگهداد (در حافظه ی کامپیوتر) 8 · بار · بار (هرچیز) · بار زدن · بار کردن · بار کردن یا گرفتن · بار کشتی · بارگیری · بارگیری کردن · بازدهی · به قدر یک ... · تا دلت بخواهد · تحمیل کردن · جریان در مدار · حمل · خرج گذاری کردن · خروارها · خشاب · داخل کردن 5 · دردسر · دردسر دادن · دلهره · رقیق کردن · سربار · سربار کردن یا شدن · سرشار کردن · سنگ طلا · ظرفیت · فشنگ گذاری کردن · قالب کردن 4 · محموله · محموله دریایی · مسافر زدن · مقدار بار · مملو کردن 2 · میزان کار محوله · ناخالصی وارد چیزی کردن (مثلا توی شیر آب کردن) · پست کردن · چیزی زدن توی (چیز دیگر) · کارمزد آغازین 0 · کلاهک · کوله بار · گران بار کردن · گرفتاری · گرو · گنجایش · گنجایی · یک بار
-
بار
-
(خودمانی) مست (رجوع شود به چم های دیگر: load) · (خودمانی) پولدار · (سلاح) پر · بار دار · بارگیری شده · جادو شده · حامل · دارای بار · سنگین · سنگین بار · فراوان · مبهوت · مسحور · پر
-
(برق : نسبت بار میانگین به بار بیشینه) سازه ی بار
-
بار الکتریکی (مقاومت)
-
ششش
-
کار بیش از توان
Add example
Add