Translation of "oppressiveness" into Persian

ستم, گرانی, دشواری are the top translations of "oppressiveness" into Persian.

oppressiveness noun grammar

The characteristic of being oppressive. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • ستم

    noun

    The king oppressed his people.

    پادشاه مردم خودش را ستم کرد.

  • گرانی

    joy takes a strange effect at times it seems to oppress us almost the same as sorrow

    شادی بعضی از اوقات اثر غریبی میکند و گرانی میآورد و چون غم و غصه زیاد شخص را مبهوت میسازد

  • دشواری

    noun

    for the first time for many months she felt calm and not oppressed by the thought of the life that lay before her.

    خود را آرام یافت و از اندیشه زندگی دشواری که در برابرش قرار داشت آزاد و فارغ دید.

  • Less frequent translations

    • سختی
    • جور
    • جفا کاری
    • ستم آمیزی
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "oppressiveness" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "oppressiveness" with translations into Persian

  • بطور دشوار یا شاق · بطور ستم آمیز
  • (فکر یا اعصاب یا روحیه) رنج دادن · (مهجور) خرد و خمیر کردن · آزار دادن · جفا کردن · دلواپسی کردن · رنجه داشتن · ستم کردن · ستمگری کردن · سرکوب کردن · ظلم روا داشتن · مطیع و منقاد کردن · منکوب کردن · نگران کردن · پایمال کردن · گرانبار کردن
  • آزارنده · آزارگر · اجحاف آمیز · بیدادگر · توانفرسا · رنج آور · ستم پیشه · ستمگر · ستمگرانه · سخت · سرکوبگرانه · طاقت فرسا · ظالم · ظالمانه
  • آزار · افسوس · انقیاد · بیداد · تشویش · تعدی · جور · دلواپسی · ستم · ستمگری · ظلم · فشار · مایه ی رنج و ستم · نگرانی · پریشانی
  • بارگیری شده · سنگین · پر
  • (فکر یا اعصاب یا روحیه) رنج دادن · (مهجور) خرد و خمیر کردن · آزار دادن · جفا کردن · دلواپسی کردن · رنجه داشتن · ستم کردن · ستمگری کردن · سرکوب کردن · ظلم روا داشتن · مطیع و منقاد کردن · منکوب کردن · نگران کردن · پایمال کردن · گرانبار کردن
  • آزار · افسوس · انقیاد · بیداد · تشویش · تعدی · جور · دلواپسی · ستم · ستمگری · ظلم · فشار · مایه ی رنج و ستم · نگرانی · پریشانی
  • (فکر یا اعصاب یا روحیه) رنج دادن · (مهجور) خرد و خمیر کردن · آزار دادن · جفا کردن · دلواپسی کردن · رنجه داشتن · ستم کردن · ستمگری کردن · سرکوب کردن · ظلم روا داشتن · مطیع و منقاد کردن · منکوب کردن · نگران کردن · پایمال کردن · گرانبار کردن
Add

Translations of "oppressiveness" into Persian in sentences, translation memory