Translation of "oppressive" into Persian
ظالم, ستمگر, ستمگرانه are the top translations of "oppressive" into Persian.
oppressive
adjective
grammar
Burdensome or difficult to bear. [..]
-
ظالم
adjectiveFor some, he can represent the government, the class system or any form of oppression.
برای بعضیا میتونه نشان دهنده چهره دولت و يه سيستم ظالم یا هر نوع استبداد باشه
-
ستمگر
adjectiveWinning for the oppressive capitalists.
واسه سرمايه دارهاي ستمگر برنده مي شم.
-
ستمگرانه
adjective
-
Less frequent translations
- ظالمانه
- سخت
- آزارگر
- سرکوبگرانه
- بیدادگر
- توانفرسا
- آزارنده
- اجحاف آمیز
- رنج آور
- ستم پیشه
- طاقت فرسا
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "oppressive" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "oppressive" with translations into Persian
-
بطور دشوار یا شاق · بطور ستم آمیز
-
(فکر یا اعصاب یا روحیه) رنج دادن · (مهجور) خرد و خمیر کردن · آزار دادن · جفا کردن · دلواپسی کردن · رنجه داشتن · ستم کردن · ستمگری کردن · سرکوب کردن · ظلم روا داشتن · مطیع و منقاد کردن · منکوب کردن · نگران کردن · پایمال کردن · گرانبار کردن
-
آزار · افسوس · انقیاد · بیداد · تشویش · تعدی · جور · دلواپسی · ستم · ستمگری · ظلم · فشار · مایه ی رنج و ستم · نگرانی · پریشانی
-
جفا کاری · جور · دشواری · ستم · ستم آمیزی · سختی · گرانی
-
بارگیری شده · سنگین · پر
-
(فکر یا اعصاب یا روحیه) رنج دادن · (مهجور) خرد و خمیر کردن · آزار دادن · جفا کردن · دلواپسی کردن · رنجه داشتن · ستم کردن · ستمگری کردن · سرکوب کردن · ظلم روا داشتن · مطیع و منقاد کردن · منکوب کردن · نگران کردن · پایمال کردن · گرانبار کردن
-
آزار · افسوس · انقیاد · بیداد · تشویش · تعدی · جور · دلواپسی · ستم · ستمگری · ظلم · فشار · مایه ی رنج و ستم · نگرانی · پریشانی
-
(فکر یا اعصاب یا روحیه) رنج دادن · (مهجور) خرد و خمیر کردن · آزار دادن · جفا کردن · دلواپسی کردن · رنجه داشتن · ستم کردن · ستمگری کردن · سرکوب کردن · ظلم روا داشتن · مطیع و منقاد کردن · منکوب کردن · نگران کردن · پایمال کردن · گرانبار کردن
Add example
Add