Translation of "refinement" into Persian
ظرافت, پالایش, اصلاح are the top translations of "refinement" into Persian.
High-class style; cultivation. [..]
-
ظرافت
He liked the youthand refinement of Clyde, who, on his part was plainly taken by this exceptional figure.
جوانی و ظرافت کلاید را، که او هم مجذوب این انسان کم نظیر شده بود، میپسندید.
-
پالایش
nounI have refined the formula to take us further to the other side.
من فرمول رو پالایش کردم. تا مارو سریعتر به آن سو ببره
-
اصلاح
figuring out if they are going to work and refining that.
و میفهمند که آیا قصد دارند روی آن دوباره کارکنند و آن را اصلاح کنند.
-
Less frequent translations
- تصفیه
- بهسامانی
- فرهیختگی
- بهسازی
- تزکیه
- زیرکی
- پاکی
- (رفتار و سخن و سبک) پیراستگی
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "refinement" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
"Refinement" in English - Persian dictionary
Currently, we have no translations for Refinement in the dictionary, maybe you can add one? Make sure to check automatic translation, translation memory or indirect translations.
Phrases similar to "refinement" with translations into Persian
-
تصفيهكردن · پالایش · پاکیزهسازی
-
(وضع مالی وغیره) نوسامان کردن · بر سرمایه افزودن · سرمایه گذاری اضافی یا مجدد کردن · شرایط وام یا رهن (وغیره) را عوض کردن · وام جدید گرفتن
-
(با: out) صافی کردن · ادب کردن · اصلاح کردن · بسامان کردن · بهبود بخشیدن · بهسازی کردن · بیختن · بیرون آوردن (از راه بیختن و غیره) · تخلیص کردن · تربیت کردن · تزکیه کردن · تصفیه کردن یا شدن · جلا دادن · سره کردن · صیقل دادن · ظریف تر و بهتر کردن · منزه کردن · ناب کردن · واکس زدن · وش کردن · پالایش کردن · پالودن · پالیدن · پاکاندن · پیراستن · پیچیدن · کشیدن · گرفتن
-
شكر تصفيهشده · شكر خام · شكر زرد · شکر · قند · قند سفيد
-
پالایشگاه نفت
-
با معرفت · بافرهنگ · بسامان · بهبود بخشیده · بیخته · تخلیص شده · تصفیه شده · خالص · دقیق و ظریف · سره · فرهیخته · منزه · ناب · وش کرده · پالایش شده · پالیده · پاکانده · پیراسته
-
قالگر · پالاینده · کارگر پالایشگاه
-
چربیهای پالایششده