Translation of "refiner" into Persian
قالگر, پالاینده, کارگر پالایشگاه are the top translations of "refiner" into Persian.
refiner
noun
grammar
Agent noun of refine; one who refines. [..]
-
قالگر
For he will be like the fire of a refiner and like the lye of laundrymen.
زیرا که او مثل آتش قالگر و مانند صابون گازُران خواهد بود.
-
پالاینده
-
کارگر پالایشگاه
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "refiner" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "refiner" with translations into Persian
-
تصفيهكردن · پالایش · پاکیزهسازی
-
(وضع مالی وغیره) نوسامان کردن · بر سرمایه افزودن · سرمایه گذاری اضافی یا مجدد کردن · شرایط وام یا رهن (وغیره) را عوض کردن · وام جدید گرفتن
-
(با: out) صافی کردن · ادب کردن · اصلاح کردن · بسامان کردن · بهبود بخشیدن · بهسازی کردن · بیختن · بیرون آوردن (از راه بیختن و غیره) · تخلیص کردن · تربیت کردن · تزکیه کردن · تصفیه کردن یا شدن · جلا دادن · سره کردن · صیقل دادن · ظریف تر و بهتر کردن · منزه کردن · ناب کردن · واکس زدن · وش کردن · پالایش کردن · پالودن · پالیدن · پاکاندن · پیراستن · پیچیدن · کشیدن · گرفتن
-
(رفتار و سخن و سبک) پیراستگی · اصلاح · بهسازی · بهسامانی · تزکیه · تصفیه · زیرکی · ظرافت · فرهیختگی · پالایش · پاکی
-
شكر تصفيهشده · شكر خام · شكر زرد · شکر · قند · قند سفيد
-
پالایشگاه نفت
-
با معرفت · بافرهنگ · بسامان · بهبود بخشیده · بیخته · تخلیص شده · تصفیه شده · خالص · دقیق و ظریف · سره · فرهیخته · منزه · ناب · وش کرده · پالایش شده · پالیده · پاکانده · پیراسته
-
چربیهای پالایششده
Add example
Add