Translation of "refining" into Persian
پالایش, تصفيهكردن, پاکیزهسازی are the top translations of "refining" into Persian.
refining
noun
verb
grammar
Present participle of refine. [..]
-
پالایش
nounیک صفحهٔ ابهامزدایی ویکیمدیا
I have refined the formula to take us further to the other side.
من فرمول رو پالایش کردم. تا مارو سریعتر به آن سو ببره
-
تصفيهكردن
-
پاکیزهسازی
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "refining" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
Refining
+
Add translation
Add
"Refining" in English - Persian dictionary
Currently, we have no translations for Refining in the dictionary, maybe you can add one? Make sure to check automatic translation, translation memory or indirect translations.
Phrases similar to "refining" with translations into Persian
-
(وضع مالی وغیره) نوسامان کردن · بر سرمایه افزودن · سرمایه گذاری اضافی یا مجدد کردن · شرایط وام یا رهن (وغیره) را عوض کردن · وام جدید گرفتن
-
(با: out) صافی کردن · ادب کردن · اصلاح کردن · بسامان کردن · بهبود بخشیدن · بهسازی کردن · بیختن · بیرون آوردن (از راه بیختن و غیره) · تخلیص کردن · تربیت کردن · تزکیه کردن · تصفیه کردن یا شدن · جلا دادن · سره کردن · صیقل دادن · ظریف تر و بهتر کردن · منزه کردن · ناب کردن · واکس زدن · وش کردن · پالایش کردن · پالودن · پالیدن · پاکاندن · پیراستن · پیچیدن · کشیدن · گرفتن
-
(رفتار و سخن و سبک) پیراستگی · اصلاح · بهسازی · بهسامانی · تزکیه · تصفیه · زیرکی · ظرافت · فرهیختگی · پالایش · پاکی
-
شكر تصفيهشده · شكر خام · شكر زرد · شکر · قند · قند سفيد
-
پالایشگاه نفت
-
با معرفت · بافرهنگ · بسامان · بهبود بخشیده · بیخته · تخلیص شده · تصفیه شده · خالص · دقیق و ظریف · سره · فرهیخته · منزه · ناب · وش کرده · پالایش شده · پالیده · پاکانده · پیراسته
-
قالگر · پالاینده · کارگر پالایشگاه
-
چربیهای پالایششده
Add example
Add