Translation of "tightness" into Persian
تنگی, فشار, سفتی are the top translations of "tightness" into Persian.
tightness
noun
grammar
The quality or degree of being tight [..]
-
تنگی
She gave me an impression of extraordinary tightness.
دیدار او اثر تنگی و گرفتگی فوق العادهیی در من گذاشت.
-
فشار
nounSirius's grip on Harry's shoulder was now so tight it was painful.
سیریوس در آن لحظه چنان محکم شانهی هری را فشار میداد که شانهاش درد گرفت.
-
سفتی
-
Less frequent translations
- غلظت
- چگالی
- امساک
- تراکم
- خست
- کسادی
- انبوهی
- محکمی
- شدت
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "tightness" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "tightness" with translations into Persian
-
بازار کار فشرده؛ بازار کارکساد
-
ماتریس فشرده
-
جوراب شلواری · لباس بدن چسب · لباس تنگ
-
(در اصل) پرپشت · (در ترکیب) بی - · (سبک نگارش و غیره) فشرده · (عامیانه) مست · (محلی) خوش هیکل 3 · (محلی) زرنگ · (مسابقه و انتخابات و غیره) تقریبا مساوی · (کاملا) پر · - ناپذیر · آگسته · انباشته · انبوه · باجربزه 4 · بد · بدقت · به هم فشرده · بی - · بی رخنه · بی سوراخ · تند وتیز · تنگ · تنگ (در برابر: گشاد یا فراخ loose) · تنگ هم · جادو شده · خسیس · دارای تقاضابخش از عرضه · در تنگنا · در مضیقه · دشوار · ران پا · رجوع شود به tightly · سخت · سفت · شدی 1 · ضد - · فورا · قبض شده · قرص · مبهوت · متراکم · محکم · محکم بسته شده · مختصر · مسحور · مسموم شده · ممسک · نابسند · ناخن خشک · نزدیک بهم · هوسباز · پاتیل 5 · پاد - · پرایجاز 2 · پرمخمصه · پیشوند: پاد - · چپانده · چگال · ژکور · کارا · کاسد · کشیده · کمابیش برابر 0 · کمیاب · کیپ · گران · گرفته · گیر کرده · گیردار
-
خسیس
-
مدت زمان کم و فشرده
-
خاموش · دهان بسته · ساکت · لب فرو بسته · کم حرف · کم گو
-
خیلی محتاط · یاسم
Add example
Add