Translation of "tights" into Persian
جوراب شلواری, لباس بدن چسب, لباس تنگ are the top translations of "tights" into Persian.
tights
noun
grammar
A close-fitting, sheer or non-sheer skin-tight garment worn principally by women and girls that covers the body completely from the waist down, usually including the feet. [..]
-
جوراب شلواری
Theyve invented a sheer version of theatrical tights
یکجور جوراب شلواری درست کردهاند مثل جورابهای نمایش، منتها خیلی نازک.
-
لباس بدن چسب
-
لباس تنگ
nounBut first, I'm going to need to find you guys some tights.
ولي اول از همه ، بايد براي شما يه مقدار لباس تنگ پيدا کنم.
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "tights" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Images with "tights"
Phrases similar to "tights" with translations into Persian
-
بازار کار فشرده؛ بازار کارکساد
-
ماتریس فشرده
-
(در اصل) پرپشت · (در ترکیب) بی - · (سبک نگارش و غیره) فشرده · (عامیانه) مست · (محلی) خوش هیکل 3 · (محلی) زرنگ · (مسابقه و انتخابات و غیره) تقریبا مساوی · (کاملا) پر · - ناپذیر · آگسته · انباشته · انبوه · باجربزه 4 · بد · بدقت · به هم فشرده · بی - · بی رخنه · بی سوراخ · تند وتیز · تنگ · تنگ (در برابر: گشاد یا فراخ loose) · تنگ هم · جادو شده · خسیس · دارای تقاضابخش از عرضه · در تنگنا · در مضیقه · دشوار · ران پا · رجوع شود به tightly · سخت · سفت · شدی 1 · ضد - · فورا · قبض شده · قرص · مبهوت · متراکم · محکم · محکم بسته شده · مختصر · مسحور · مسموم شده · ممسک · نابسند · ناخن خشک · نزدیک بهم · هوسباز · پاتیل 5 · پاد - · پرایجاز 2 · پرمخمصه · پیشوند: پاد - · چپانده · چگال · ژکور · کارا · کاسد · کشیده · کمابیش برابر 0 · کمیاب · کیپ · گران · گرفته · گیر کرده · گیردار
-
خسیس
-
مدت زمان کم و فشرده
-
خاموش · دهان بسته · ساکت · لب فرو بسته · کم حرف · کم گو
-
خیلی محتاط · یاسم
-
امساک · انبوهی · تراکم · تنگی · خست · سفتی · فشار · محکمی
Add example
Add