Translation of "Inclination" into Persian
سرشت، نهاد, تمایل, گرایش are the top translations of "Inclination" into Persian.
Inclination
-
سرشت، نهاد
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "Inclination" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
inclination
noun
grammar
A physical tilt or bend [..]
-
تمایل
nounTo tell the truth, he inclined a little too much to the side of contemplation.
برای آنکه چیزی ناگفته نماند باید گفت که تمایل بیشتری هم به سیر و سلوک نشان داده بود.
-
گرایش
nounHe was only too much inclined to sympathize with them.
و او خود گرایش بسیاری به همدردی با آنان داشت.
-
اراده
noun
-
Less frequent translations
- میل
- شیب
- تمايل
- طبع
- صورت
- توجه
- سرفرودآوری
- شيب
- شیبداری
- کژی
- کژینگی
- سرازیری
- سربالایی
- کجی
- جدول
- فهرست
- (فکر و احساس) میل
- تعظیم خفیف
- زاویه ی شیب
- میزان شیب
Phrases similar to "Inclination" with translations into Persian
-
تعظیم · تمایل · خمیدگی بجلو و پایین · میل
-
آمادار · خم · خمانده · خمش دار · دارای استعداد · دارای تمایل · راغب · سرازیر · سربالا · شیب دار · مايل · متمایل · مستعد · کژینه · گرایش دار
-
سطح شیب دار · سطح شیبدار · سطح مورب · شیب پهنه
-
(سر یا گردن یا بدن را) خم کردن یا شدن · (فکر یا احساس) تمایل داشتن · افزونیدن · برتر دانستن · ترجیح دادن · تکیه دادن · خماندن · سرازیر شدن · سرازیر کردن · سرازیری · سربالا شدن · سربالا کردن · سربالایی · شيب · شیب · شیب دار شدن · شیب دار کردن · متمایل کردن گرایش داشتن · پلکان · کج کردن · کژ شدن
-
زاویه انحراف
-
تمایل پذیر · خم پذیر · متمایل · متوافق · موافق · کژ کردنی
-
تعظیم · تمایل · خمیدگی بجلو و پایین · میل
-
تعظیم · تمایل · خمیدگی بجلو و پایین · میل
Add example
Add