Translation of "incline" into Persian
شیب, سرازیری, افزونیدن are the top translations of "incline" into Persian.
incline
verb
noun
grammar
(transitive) To bend or move (something) out of a given plane or direction, often the horizontal or vertical. [..]
-
شیب
nounYou ask them to go up an inclined plane, and they fall over.
ازشون میخواهید که از یک سطح شیب دار بالا بروند و میافتند.
-
سرازیری
-
افزونیدن
-
Less frequent translations
- خماندن
- شيب
- سربالایی
- پلکان
- (سر یا گردن یا بدن را) خم کردن یا شدن
- (فکر یا احساس) تمایل داشتن
- برتر دانستن
- ترجیح دادن
- تکیه دادن
- سرازیر شدن
- سرازیر کردن
- سربالا شدن
- سربالا کردن
- شیب دار شدن
- شیب دار کردن
- متمایل کردن گرایش داشتن
- کج کردن
- کژ شدن
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "incline" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "incline" with translations into Persian
-
تعظیم · تمایل · خمیدگی بجلو و پایین · میل
-
(فکر و احساس) میل · اراده · تعظیم خفیف · تمايل · تمایل · توجه · جدول · زاویه ی شیب · سرازیری · سربالایی · سرفرودآوری · شيب · شیب · شیبداری · صورت · طبع · فهرست · میزان شیب · میل · کجی · کژی · کژینگی · گرایش
-
آمادار · خم · خمانده · خمش دار · دارای استعداد · دارای تمایل · راغب · سرازیر · سربالا · شیب دار · مايل · متمایل · مستعد · کژینه · گرایش دار
-
سرشت، نهاد
-
سطح شیب دار · سطح شیبدار · سطح مورب · شیب پهنه
-
زاویه انحراف
-
تمایل پذیر · خم پذیر · متمایل · متوافق · موافق · کژ کردنی
-
تعظیم · تمایل · خمیدگی بجلو و پایین · میل
Add example
Add