Translation of "Intolerably" into Persian

سخت, بطور تحمل ناپذیر, بطور غیر قابل تحمل are the top translations of "Intolerably" into Persian.

intolerably adverb grammar

In an intolerable manner; beyond endurance. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • سخت

    adjective

    She looked at him steadily for a time which seemed intolerable.

    زن چند لحظهیی که بسیار طولانی به نظر میرسید سخت به وی خیره شد.

  • بطور تحمل ناپذیر

  • بطور غیر قابل تحمل

  • چنانکه نتوان بردباری کرد

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "Intolerably" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "Intolerably" with translations into Persian

  • تحمل نا پذیری · سختی
  • (نداشتن بردباری نسبت به عقاید و اعتقادات دیگران) پی ورزی · (پزشکی) حساسیت نسبت به چیزی · آزیر (آلرژی) · برناپشتی · بی تابی · تاب ناوری · تعصب · سنگاش · عدم تحمل · عدم قبول · فقدان رواداری · ناآزادگی · نابردباری · نابردباری (عقیدتی) · نارواداری · کوته فکری
  • تاب نیاوردنی · تحمل ناپذیر · توان فرسا
  • نابردباری دینی
  • تحمل ناپذیری
  • آلرژیهای غذایی · آنافيلاكسي غذايي · حساسيت غذايي · عدم تحمل غذا · پرحساسيتي غذايي
  • عدم تحمل ارثی فروکتوز
  • (نابرد بار نسبت به عقاید و اعتقادات دیگران) متعصب · برنایشت · متعصب · متعصبانه · ناآزاده · نابردبار (عقیدتی) · ناروادار · پی ورز · کوته فکر · کوته فکرانه
Add

Translations of "Intolerably" into Persian in sentences, translation memory